خوراک آراِس‌اِس

ارز تک نرخی با قیمت ۱۲۲۶ تومان، توسط بانک مرکزی، توزیع نگردید

نوشته‌شده در

به گزارش سایت حکومتی رجا نیوز امروز شنبه یک فاکتور هم با نرخ 1226 تومان صادر نشده است. درحالی که بانک مرکزی صرافی‌ها را موظف به فروش ارز تک نرخی در بازار کرده مشاهدات خبرنگار فارس روایتی دیگر از بازار حکایت می‌کند.

به گزارش فارس، نوسانات هفته‌های اخیر در بازار ارز موجب شد تا سرانجام محمود بهمنی روزه سکوت چند هفته‌ای خود را بشکند و بعنوان سکاندار بانک مرکزی و سیاست‌گذار پولی و ارزی برای مدیریت بازار ارز به تشریح برنامه‌های جدیدی در این خصوص بپردازد. رئیس کل بانک مرکزی در آخرین روز هفته گذشته از برنامه جدید این بانک برای تک‌نرخی کردن ارز در بازار خبر داد و اعلام کرد: از روز شنبه دلار 1226 تومانی عرضه می‌شود. اعلام سیاست تک‌نرخی کردن ارز در بازار موجب شده بود تا دلالان و صرافی‌های آزاد صبح امروز دلار را با نرخ 1500 تومان به مردم و متقاضیان بفروشند. اما این نرخ دوام چندانی نداشت و با نزدیک شدن به ظهر امروز قیمت دلار بازهم به 1800 تومان رسید و دلالان این ارز را با نرخ مذکور به مردم فروختند. صرافی‌ها البته امروز بعد از گذشت جند هفته نرخ خرید و فروش دلار را که طبق اعلام کانون صرافان برای خرید 1390 تومان و برای فروش 1400 تومان ثبت کرده‌ بودند تغییر داده و اینبار براساس دستور بانک مرکزی نرخ خرید را 1226 تومان و نرخ فروش را 1238 تومان درج کردند. نرخ دستور بانک مرکزی اما با واکنش بازار همراه بود چراکه صرافی‌های مجاز عملاً از این نرخ‌ها تبیعت نکرده‌اند و تنها و تنها نرخ‌ها را در بازار تغییر دادند ولی خرید و فروشی انجام نمی‌دهند. خرید و فروش صرافی‌های مجاز همچنان تعطیل است.

یکی از این صراف‌ها به خبرنگار فارس گفت: بانک مرکزی طی بخشنامه‌ای نرخ‌های جدید را به صرافی‌ها اعلام کرد و به همین خاطر امروز نرخ‌ها در این بخش تغییر کرد. وی افزود: اما صرافی‌ها دلاری با نرخ 1226 تومان از بانک مرکزی دریافت نکرده‌اند که با این نرخ به مردم و متقاضیان دلار بفروشند. به گزارش فارس، با وجود بخشنامه بانک مرکزی و اظهارات رئیس کل این بانک هنوز بازار آزاد و صرافی‌های غیر مجاز از سیاست‌های اعلام شده تبعیت نکرده‌اند. یک فاکتور هم با نرخ 1226 تومان صادر نشده است …

استفاده ی نیروی دریایی امریکا از شیرهای دریایی کالیفرنیا در تنگه ی هرمز

نوشته‌شده در

انتخاب : فاکس نیوز نوشت: همه با سگ های امنیتی آشنا هستند، اما هم اکنون زمان اشنایی با شیرهای دریایی امنیتی رسیده است.

به گزارش سرویس بین الملل انتخاب، به نوشته ی فاکس نیوز، ایران تهدید به بستن تنگه هرمز کرده است و امریکا ممکن است با تهدید مین گذاری در این آبراه مواجه شود.

نیروی دریایی امریکا نزدیک به 40 سال است که از شیرهای دریایی و دلفین ها استفاده می کند. انها در طول جنگ ویتنام، عملیات ازادی عراق و ماموریت های دیگر نقش پررنگی ایفا کرده اند.

نیروی دریایی امریکا توانایی خنثی کردن و کشف مواد منفجره را در 30 هزار پا در بالا و 300 هزار پا در دریا دارد.

نیروی دریایی امریکا در انجام این گونه عملیات ها استفاده از شیرهای دریایی را در اولویت خود قرار داده و کمتر از زیر دریایی بدون سرنشین استفاده می کند.

همچنین باید گفت که “دلفین های شکارچی مین” در سال 2003، بند ام القصر عراق را مین ها را شناسایی کردند. اکنون می توان، از انها در تنگه ی هرمز استفاده کرد.

نیروی دریایی امریکا دو گونه ی دریایی را اموزش داده و از انها استفاده می کند. یکی از آن گونه ها، شیر دریایی کالیفرنیا و دیگری دلفین های “باتل نوس” است.

شیرهای دریای در کمتر از یک دقیقه توانایی شناسایی یک مین جاسازی شده را دارند و وقتی که انها را پیدا می کنند سیگنالی از خود نشان می دهند که غواصان نیروی دریایی امریکا برای انجام اقدامات بیشتر وارد کار می شوند.

انتشار عمومی نامه محرمانه احمد صدر حاج سیدجوادی به رهبری پس از ۷ ماه

نوشته‌شده در

حدود هفت ماه پیش، دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی، دیرپاترین کنشگر سیاسی ایران با ارسال نامه ای به آیت الله خامنه‌ای، ملاحظات مهمی را برای رهبری عنوان کرد. نامه مزبور به شکل محرمانه برای آیت الله خامنه‌ای ارسال شد.

دکتر حاج سیدجوادی، عضو شورای انقلاب وزیر دادگستری دولت موقت مهندس بازرگان، در سن ۹۴ سالگی از موکل پیشین خود در نظام شاهنشاهی، و رهبر کنونی، می خواهد که «ضمن صدور دستور آزادی تمامی زندانیان سیاسی و به ویژه رفع حصر از آقایان مهندس میرحسین موسوی و حجه الاسلام و المسلمین مهدی کروبی و اعلام آشتی ملی، زمینه‌ی بازگشت به نظم و آرامش را فراهم نماید.» وی همچنین درخواست محاکمه و طرح عدم کفایت سیاسی احمدی نژاد را مطرح کرده است.

این نامه پیش از فراخوان اخیر محمد نوری زاد و پیشنهاد وی برای ارسال نامه به رهبر جمهوری اسلامی، در ۲۸ اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ نگاشته و به شکل محرمانه برای آیت الله خامنه ای فرستاده شده است.

دکتر احمد صدر حاج سیدجوادی، از بنیان‌گزاران نهضت آزادی ایران و فعالان نهضت مقاومت ملی؛ دکترای حقوق و علوم سیاسی؛ دادستان پایتخت در ابتدای دهه ۴۰؛ وکیل بسیاری از فعالان سیاسی و روحانیان (ازجمله حجت الاسلام خامنه ای و آیت الله منتظری ) در دوران پهلوی؛ از تدوین کنندگان و نویسندگان پیش نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی؛ وزیر کشور و وزیر دادگستری در دولت موقت مهندس بازرگان؛ نماینده مجلس شورای ملی (مجلس اول پس از انقلاب ۵۷)؛ سرپرست دائره المعارف تشیع؛ عضو کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه؛ برنده قلم طلایی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات در سال ۱۳۸۸؛ و مسن ترین کنشگر سیاسی حال حاضر در ایران است.

دکتر حاج سیدجوادی در سال ۱۳۸۰ و در سن ۸۴ سالگی در جریان بازداشت گروهی نیروهای ملی مذهبی، بازداشت و در سلول انفرادی بازداشتگاه ۵۹ سپاه پاسداران، محبوس شد. ایشان بعدتر به قید وثیقه آزاد گردید.

این فعال دیرپای ملی و مذهبی در نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی که در شهریورماه سال جاری منتشر شد، با غیرقانونی خواندن دادگاه های انقلاب درخواست کرد که پرونده زندانیان سیاسی به دیوان عالی کشور ارسال شود تا دروغ بودن اتهاماتی که به آنان نسبت داده شده، آشکار گردد.

به گزارش کلمه متن کامل نامه دکتر احمد صدر حاج سید جوادی به آیت الله خامنه ای به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین

« وَالصَق بِاهلِ الوَرعِ و الصِّدق، ثُمَّ رُضهُم عَلی أن لا یُطروک و لایُبَجِّحوک بِباطلٍ لَم تَفعَله، فَاِنَّ کَثرَه الاِطراء تُحدِثُ الزَّهوَ، و تُدنی مِنَ العِزَّه »

( نهج البلاغه – گزیده‌ای از نامه به مالک اشتر )

مقام محترم رهبری؛ حضرت آیت الله خامنه‌ای

با عرض سلام و تحییات و با استعانت از الطاف خاصه‌ی الهی در توفیق خدمت به ملت شریف ایران

مدت‌ها بود که قصد آن داشتم تا مطالبی را خدمتتان معروض دارم، لیکن کهولت و بیماری شدید، رمقی بر جا نگذاشت تا رودررو، دغدغه‌ها و نگرانی‌های خود را با جنابعالی در میان گذارم و دریغ که موهبت قدرت و مشغله‌ی حکومت نیز مانعی جدی است تا مقامات، لااقل هرازگاهی از یاران و همراهان گذشته سراغی و احوالی بگیرند. از سوی دیگر، متعاقب تهدیدات مکرر تلفنی ماموران وزارت اطلاعات به چند تن از اعضای خانواده ( دختر و نوه‌ی پسری ) که به جهت مکاتبات علنی و قانونی اینجانب به برخی مقامات داخلی و بین‌المللی صورت گرفته بود، دوستان و آشنایان بر حذرم داشته و می‌دارند که مبادا موجبات زحمتی مضاعف برای دیگران فراهم آورده شود. نصیحت مشفقان، چندی قفل بر دهانم نهاد، لیکن مشاهده‌ی عسرت زندگی مردم و اختناق روزافزون حاکم بر جامعه به حدی آزرده‌ام ساخت که وفای به عهد سکوت، روا ندیدم و دیگر نتوانستم بر هیچ مصلحت‌بینی و صلاح‌اندیشی فردی قناعت کنم و همچنین از باب وخامت اوضاع و احوال جسمانی که چه بسا حتی گرفتن قلم بر دست نیز در روزگاری نه چندان دور میسر نباشد، بر خود واجب دیدم تا در این فرصت پایانی، مکتوب حاضر را عرضه دارم.

صرفنظر از حوادث سیاسی و اتفاقاتی که این روزها در کشورهای دیگر منطقه در جریان است، رعایت مصالح ملی و ضرورت بازگشت صداقت و راستی به عرصه‌ی حکومت و نظم و آرامش به زندگی عامه‌ی مردم، جلب نظر آن مقام محترم به اشکالات و پیچیدگی‌های مسایل اجتماعی که از طرف حکومت روا دانسته شده و موجب آزار روحی و فشارهای غیرقابل تحمل به مردم و به ویژه فعالان سیاسی و خانواده‌های ایشان شده است، غرض اصلی تقریر مکتوب حاضر و تصدیع اوقات جنابعالی بود و انتظار می‌رود تا با استفاده از مقام و امکاناتی که هنوز در اختیار دارید، در رفع مشکلات و نگرانی‌ها، اقدام عاجل و موثر بفرمایید.

جنابعالی بارها و بارها از رییس دولت – آقای احمدی‌نژاد – حمایت کرده‌اید و حال آن که به زعم اینجانب، ایشان محور بحران در جامعه‌ی ایران و عرصه‌ی بین‌المللی بوده و ادعاهایی داشته و دارد که هیچ دستاوردی برای ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران و حتی مقام رهبری و جایگاه ولایت فقیه ندارد. ادبیات مادون شأنی که امروزه بر کرسی ریاست قوه‌ی مجریه تکیه زده است، امر مکتومی نیست که نیاز به توضیح فراوان داشته باشد. رییس دولتی که در عرصه‌‌ی داخلی، کاری جز ویران کردن دستاوردهای مادی و معنوی انقلاب اسلامی و عدول از آرمان‌ها و هنجارهای قانون اساسی نداشته و در صحنه‌ی بین‌المللی نیز به مثابه‌ی کانون بحرانی در منطقه عمل کرده است.

آیا تا کنون اندیشیده‌اید که حاصل حدود شش سال مدیریت آقای احمدی‌نژاد، جز زیر سوال بردن عموم دستاوردهای سالیان پیش از زعامت ایشان، نقض فراگیر و مستمر حقوق بشر، نقض آرمان‌های انقلاب و اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی، حذف یاران و مدیران بعضاً توانمند دولتی، تخریب زیرساخت‌های اقتصاد ملی، ویرانی صنعت کشور و فربه ساختن سرمایه‌داری تجاری مبتنی بر واردات بی‌رویه چه بوده است؟ آیا اندیشه کرده‌اید که مراد از حبس افراد شایسته‌ای مانند آقایان مهندس صفایی فراهانی، محمد نوری زاد، مصطفی تاج‌زاده، دکتر ابراهیم یزدی و بسیاری خادمان دیگر ملت ایران چه می‌تواند باشد؟ آیا برای چنین امری، هدفی جز آسیب رساندن به جان افرادی می‌توان یافت که عظیم‌ترین خدمات را به پیروزی انقلاب و برپایی و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران داشته‌اند و از باب کهولت سن و یا فشارهای روحی و جسمی رایج در محیط زندان در معرض بیماری‌های سهمگین قرار دارند؟ آقای صفایی فراهانی ماه‌ها در بخش مراقبت‌های ویژه بهداری اوین محبوس بود و دکتر ابراهیم یزدی که روزگاری به عنوان نماینده ” جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر ” از انجام هرگونه خدمتی برای قربانیان نقض حقوق بشر در ایران و از جمله جنابعالی دریغ نمی‌کرد و به رغم تمامی خطرات و تهدیدها به وظیفه‌ی دینی و ملی خویش عمل می‌کرد، پنج ماه در مکانی نامعلوم موسوم به خانه‌های امن وزارت اطلاعات ایام کهولت و کسالت را به تلخی و تنهایی‌گذراند. آیا حبس فردی مانند دکتر یزدی در خانه‌ی امن وزارت اطلاعات که به مراتب از زندان رنج‌آورتر است با آن سوابق روشن، خدمات برجسته و حضور موثر و فداکارانه در دولت موقت و شورای انقلاب، در سی و دومین سالروز پیروزی انقلاب مردمی ۱۳۵۷، وهن آشکار انقلاب و آرمان‌های تاریخی آن محسوب نمی‌شود و آیا جنابعالی بر خود تکلیف نمی‌بینید که در جهت کاهش این خسارات جبران‌ناپذیر اقدام موثری معمول دارید؟

حذف آشکار یاوران انقلاب و بار کردن عناوین غیرواقعی و توهین‌آمیزی چون ” سران فتنه ” برای کسانی که بهترین سال‌های جوانی خود را برای برپایی انقلاب و تثبیت نظام هزینه کرده‌اند، با کدام توجیه می‌تواند در راستای تقویت نظام و آرمان‌های انقلاب ارزیابی شود و آیا برای جنابعالی که در حال حاضر تنها عضو شورای انقلاب محسوب می‌شوید که لااقل به ظاهر از تیرهای این جریان منحرف در امانید و یگانه کسی هستید که هنوز از امکانات قابل توجهی برخوردار است، تکلیفی احساس نمی‌شود که تا فرصت باقی است، تغییری ایجاد کرده و به اصلاح امور پرداخت.

نهضت آزادی ایران در سال ۸۴ و با فاصله‌ی اندکی پس از پیروزی آقای احمدی‌نژاد در بیانیه‌ی شماره ۱۹۳۲ به صراحت اعلام نگرانی کرده و اذعان داشت که تنها حاصل این انتخاب، انزوای رهبری ( پروژه‌ی تنهاسازی رهبر ) و تحمیل هزینه‌های سنگین به ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. گزیده‌ای از این بیانیه به شرح زیر است:

” انتخابات اخیر ایران شکاف بزرگ و آشکاری را که به تدریج در میان مدیران سطح بالای جمهوری اسلامی پدید آمده بود به بیشترین حد رساند. چنین به نظر می‌رسد که جریان ویژه‌ای آگاهانه این سیاست را در راستای جداسازی و منزوی کردن رهبری پیش می‌برد. اختلافات شخصیت‌های کلیدی حاکمیت در این انتخابات، فرآیند « همه با من »- و نتیجه‌ی اجتناب‌ناپذیر آن، یعنی جداسازی- را به آخرین مرحله‌ی خود رسانده است. نهضت آزادی ایران، فارغ از موضوع اعتقاد یا عدم اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه و رهبری، این روند را ناسالم و به زیان آینده‌ی جمهوری اسلامی و امنیت ملی می‌داند. نهضت آزادی ایران چنین ترتیباتی را، به ویژه در شرایطی که در برابر تهدیدات خارجی قرار داریم، نه به نفع مصالح مملکتی و نه در راستای امنیت ملی می‌داند. “

آرا و نظریات نهضت آزادی ایران پیرامون نظریه‌‌ی ولایت مطلقه‌ی فقیه بر همگان آشکار است و با این همه از آن‌جا که این نهاد، جزیی از اصول قانون اساسی بوده است، از سی و دو سال پیش تا کنون، بارها اعلام داشته‌ایم که حاکمیت قانون، گام نخست در راستای تامین حقوق و حاکمیت ملت محسوب می‌شود و از این رو، به رغم اختلاف نظرهای بنیادین، التزام خود را به کلیه‌ی اصول این قانون ابراز داشته‌ایم، لیکن جریانی که البته به دروغ دم از ذوب شدگی در ولایت می‌زند، با بحران‌سازی‌ و تحمیل هزینه‌های سنگین و غیرقابل جبران بر پیکره‌ی اقتصاد و اجتماع سیاسی ایران، در عمل به کل نظام و حتی جایگاه ولایت فقیه نیز آسیب‌های فراوان و جدی رسانده است، نمودار عملکرد این جریان به وضوح حکایت از آن دارد که جز نقض کل قانون اساسی و حتی حذف این جایگاه و برقراری حکومتی نظامی – ایدلوژیک بنا بر قرائتی خرافی و خودساخته از اسلام، هیچ هدف و چشم‌انداز دیگری برای آن نمی‌توان ترسیم کرد. اجرای بدون تنازل قانون اساسی، خواستی اساسی است که نادیده گرفتن آن از هر سو به گسترش دامنه‌ی بحران و افزایش خسارات مادی و معنوی جامعه‌ی ایران خواهد انجامید.

صدر نامه‌ی حاضر با کلامی از حضرت امیرالمونین (ع) آغاز شده که ترجمه‌ی آن چنین است: « به پرهیزگاران و راست‌گویان بپیوند و از آنان بخواه که تو را فراوان نستایند و به باطلی که مرتکب نشده‌ای شادمانت ندارند. زیرا تمجید آمیخته به تملق سبب خودپسندی شود و آدمی را به سرکشی وادار کند. »

آیا تا کنون نیاندیشیده‌اید که نتیجه‌ی عملکرد این کارگزاران و مشاوران متملق در طی سالیان دراز زعامت حضرتعالی چه بوده است؟ آیا تا کنون اندیشیده‌اید که مراد چاپلوسان از به کار بردن اوصافی مانند ” امام خامنه‌ای ” چه می‌تواند باشد؟ آیا این دروغ بزرگی نیست که پایه‌های حکومت را سست می‌کند؟ و آیا ابزاری در دست تمامیت‌خواهان نیست که با اتکای به آن، منویات و منافع خویش را پیش ببرند؟ دادگاه انقلاب، سی و دو سال پس از پیروزی انقلاب و تثبیت نظام جمهوری اسلامی ایران از چه پشتوانه‌ی حقوقی، عقلی و اخلاقی برخوردار است و آیا زمان انحلال این نهاد قضایی ذاتاً موقت و اعلام دوران ثبات و تکیه بر قانون و اصول مسلم قضایی و در یک کلام تحقق حقوق شهروندی فرا نرسیده است؟ و آیا اساساً عنوان ” دادگاه انقلاب “، کذب محض و استفاده‌ی ابزاری از اعتبار و نام انقلابی نیست که مهم‌ترین آرمان‌هایش، تحقق آزادی و کرامت انسان بود؟

تداخل عملکرد ماموران امنیتی در اداره‌ی زندان‌ها و مدیریت عملی محاکم انقلاب در صدور و اجرای احکام سنگین علیه فعالان سیاسی و معترضان به عملکرد و شیوه‌های مدیریتی آقای احمدی‌نژاد، اصل تفکیک قوا و استقلال نهاد قضایی را منتفی ساخته است. طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مسوولیت نهایی عملکرد قوه‌ی قضاییه بر عهده‌ی جنابعالی قرار دارد. از این رو توصیه می‌شود که لااقل به منظور حفظ و اعتبار نام و پیشینه‌ی خود، نگذارید که در دوران زمامداریتان، چنین نقشی از شما بر جای بماند. بنابراین انتظار می‌رود که در اقدامی اساسی ضمن صدور دستور آزادی تمامی زندانیان دربند عقیدتی و سیاسی و انحلال تشکیلات دادگاه انقلاب، امکان پاسخ‌گویی و استیضاح دولت و هرگونه تصمیم نمایندگان ملت در خصوص بررسی کفایت دولت و آقای احمدی‌نژاد و همچنین، زمینه‌ای جدی برای بازگشت نظم و آرامش به جامعه و اعلام آشتی ملی را فراهم آورید.

حذف یارانه‌ها در غیاب نهادهای نظارتی بودجه مانند سازمان برنامه‌ریزی و مدیریت و مطبوعات آزاد و مستقل و با روش و تعجیلی که دولت دهم برگزید، تیر خلاصی بود که رو به زندگی تنگدستان نشانه رفت. هشدار می‌دهد که اعمال فشار روزافزون به معیشت مردم و کوچک کردن سفره‌ی فقرا، پیامدهای سهمگینی برای نظام جمهوری اسلامی ایران خواهد داشت و از سوی دیگر، هزینه‌های این اقدام نابخردانه را کسی جز مردم زحمتکش نمی‌پردازد و هرگز تحول ناشی از این طرح، مثبت و در راستای منافع ملی ارزیابی نخواهد بود. پرسش اساسی آن است که آقای احمدی‌نژاد، همراهان و حامیانشان این همه منابع مالی را با چه هدفی مطالبه می‌کنند؟ بنا بر گزارش دیوان محاسبات کشور، دولت دهم ۸۵% از قانون بودجه‌ تخلف و انحراف داشته است. حال در شرایطی که دولت خود را به هیچ‌کدام از ردیف‌های قانون بودجه متعهد نمی‌داند، افزایش ۴۶ درصدی بودجه‌ی سال ۱۳۹۰ چه معنایی می‌تواند داشته باشد جز تسلط بلامنازع دولت بر منابع عظیم مالی؟ و آیا نامی جز افساد فی‌الارض بر این اقدام می‌توان نهاد؟

رییس دولت دهم ابایی از ارایه‌ی آمار‌های دروغین و غیرواقعی ندارد و متاسفانه، نه وی خود را ملزم به پاسخ‌گویی می‌داند و نه هیچ مقام مسوولی، وی را به وظیفه‌ی قانونی خویش رهنمون می‌دارد. عدم ارایه‌ی رقم رشد اقتصادی و ادعای دروغین ایجاد یک میلیون و ششصد هزار شغل در سال گذشته تا جایی وقیحانه انجام می‌شود که حتی صدای نمایندگان محافظه‌کار مجلس را نیز در می‌آورد. رشد اقتصادی صفر درصدی در حالی که نفت بالغ بر صد دلار به فروش می‌رسد و توقف فعالیت بنگاه‌های اقتصادی و صنعتی و افزایش بیکاری در دو ساله‌ی اخیر و همچنین عدم شفافیت موجودی صندوق ذخیره‌‌ی ارزی و ده‌ها دلیل و نشانه‌ی دیگر، دلایلی متقن‌اند که حکایت از عدم صلاحیت مدیریتی و اخلاقی دولت دهم و رییس آن در اداره‌ی امور دارد.

این روزها خودشیفتگی، کیش شخصیت و استبداد رای آقای احمدی‌نژاد تا میزانی شدت گرفته که حتی در عزل و نصب وزیران و همکاران خود، توجهی به عزت و مصلحت مملکت نکرده و بهترین گواه رفتاری است که ایشان در همین اواخر نسبت به وزرای امور خارجه و اطلاعات نشان داد. البته پرسش بنیادین آن است که رییس دولت دهم با اتکا بر حمایت چه بخش و یا افرادی تا بدین حد، بی‌پروا عمل کرده و حتی در برابر دستورات مقام رهبری که روزگاری خود را متصف به پیروی از او می‌دانست، ایستادگی می‌کند؟ به راستی آقای احمدی‌نژاد و همراهانشان از کجا خط می‌گیرند؟

نتیجه‌ی عملکرد و شعارهای دولت دهم و شیوع خرافه‌گرایی و معرفی چهره‌ای از اسلام که مغایر عقل و در تضاد با حقوق ملت‌ها است، در عرصه‌ی داخلی، افزون بر نارضایتی عمومی و نفی جمهوریت نظام، به افزایش گرایشات اسلام‌گریزانه در جوانان منجر شده و زمینه‌ی نفی اسلامیت نظام را فراهم کرده است. در عرصه‌ی بین‌المللی نیز همان‌گونه که مشاهده شد، پاسخ قاطع مردم و رهبران سیاسی مصر و تونس، تاکید و اصرار بر این نکته بود که به هیچ وجه خواست برپایی حکومتی مشابه با نظام جمهوری اسلامی ایران را ندارند. با تاسف باید اذعان داشت که عملکرد نادرست مدیران حکومتی ایران نه تنها در سالیان اخیر به تقویت ” موج بیداری اسلامی ” که زمانی الهام‌بخش نهضت‌های رهایی‌بخش خاورمیانه بود، نیانجامیده، بلکه منجر به تشدید نگرانی عظیمی تحت عنوان ” جمهوری ‌اسلامی‌هراسی ” در منطقه و حتی در میان گروه‌های اسلام‌گرا شده است. یادآوری می‌کند که چندی پیش نیز، یکی از اعضای بلندپایه‌ی حماس صراحتاً اعلام داشت که الگوی حکومتی مورد نظر ایشان، ترکیه است و نه ایران.

ترسیم نمودار عملکرد و شعائر آقای احمدی‌نژاد، همراهان و حامیانشان در عرصه‌های داخلی و بین‌المللی و همچنین میزان و حجم ثروت‌های ملی و منابع مالی ناشی از فروش نفت و واردات بی‌رویه در سال‌های اخیر که فارغ از نظارت و در غیاب نهادهایی مانند سازمان برنامه‌ریزی و مدیریت، مستقیماً به جیب ایشان وارد شده است، حکایت از آن دارد که مشارالیه فراتر از اهدافی نظیر راه‌اندازی تاسیسات انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز و تامین برق برای مردم و بلکه در راستای تاسیس یک جریان تروریستی بین‌المللی مشابه القاعده و البته با گرایش شیعی به سرعت در حرکت بوده و چنان‌چه جلوی این قطار بی‌ترمز به موقع گرفته نشود، بیم آن می‌رود که چه بسا در آینده‌ای نه چندان دور، مردم جهان به تکرار تهدیدات و فجایعی هم‌تراز با جنگ‌های جهانی گواهی دهند.

تاکیدات بی‌سابقه و تبلیغات گسترده‌ مبنی بر ظهور قریب‌الوقوع امام زمان(عج) و حتی انتساب عملکرد و تصمیم‌سازی‌های غیرعقلانی و فاقد مبانی کارشناسی دولت به نظرات امام عصر و طرح و تکرار ادعای واهی مدیریت جهان، تکیه بر نوعی ناسیونالیسم نوظهور که چفیه بر گردن تندیس کوروش انداخته و مکتب ایرانی را ترویج می‌کند، تعاملات آشکار و نهان با مقامات آمریکایی و اسراییلی و به‌کارگیری افرادی با سوابق ناشناخته مانند آقایان حمید مولانا، محصولی، مشایی، سعیدلو، هاشمی ثمره و ده‌ها موضوع دیگر، همه و همه از دلایل و نشانه‌هایی محسوب می‌شوند که نگرانی فوق را واقع‌بینانه‌تر می‌نمایند.

آیا جنابعالی استحضار دارید که آقای رحیم مشایی در سخنرانی اخیر در جمع محفلی یاران گرمابه و گلستان خویش به صراحت ابراز می‌دارد که: « تفاوت مدیریت امام زمان و مدیریت به اصطلاح نایب امام زمان را در شعارهای مردمی که در اعتراضات دیروز ( ۲۵ بهمن ) شرکت کردند می‌توان دید. استراتژی ما بعد از انتخابات ۸۸ علیرغم این که تمام شعارها علیه دولت و احمدی‌نژاد بود به این صورت تدوین شد که تلاش کنیم مردم را متوجه مشکل اصلی کشور نماییم و در این راستا از بار فشاری که بر دولت و احمدی‌نژاد بود بکاهیم. به لطف خدا و مدیریت امام زمان بر خلاف تظاهرات اعتراضی قبل، این بار رهبر بود که هدف قرار گرفته بود و هیچ کس علیه دولت و رییس جمهوری شعار نداد. »

در ابتدا به اصالت این سخنان تردید داشتم، لیکن قضایایی که اخیراً در مساله‌ی عزل وزیر اطلاعات رخ داد، نشان داد که اساسی‌ترین پیامد این اقدام زیرکانه‌ی رییس دولت دهم، مسوولیت‌گریزی و انتساب عملکرد ضد مردمی این وزارتخانه به عهده‌ی مقام رهبری و اقناع و جهت‌دهی افکار عمومی در راستای مواردی است که پیشتر، آقای مشایی به آن‌ها اشاره کرده بود.

به خاک و خون کشیدن مردم و کشتن فرزندان و عزیزان این مملکت و آن‌گاه شانه خالی کردن از زیر بار مسوولیت و متوجه ساختن تمام تقصیرات به عهده‌ی رهبری و مدیریت کل سی سال گذشته از جمله پیامدهای حکومت آقای احمدی‌نژاد بوده است. ملکوک نمودن اصالت و آرمان‌های انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ که روزگاری امید مستضعفان جهان و الهام‌بخش نهضت‌های آزادی‌بخش، از خاورمیانه گرفته تا آفریقا و آمریکای لاتین محسوب می‌شد و تبدیل این ارزش‌ها به احساس ناامنی جهانی و منطقه‌ای و از سوی دیگر رواج خرافه‌گرایی و انجام اقدامات و تبلیغاتی که به گسترش امواج اسلام‌گریزی انجامیده است و همچنین، ارزیابی پیامدهای ناشی از تحریک مقامات کشورهای عربی حاشیه‌ی خلیج فارس، هم‌زمان با افزایش تنش‌های بی‌سابقه در ماه‌های اخیر در استان خوزستان، از جمله دغدغه‌هایی بوده‌اند که نویسنده را به رغم کهولت سن و بیماری‌های متعدد جسمانی ناگزیر ساخت تا نگرانی خویش را از وضعیت ناگوار کنونی و خطری که تمامیت ارضی، یکپارچگی ملت ایران و اعتبار باورهای اسلامی ایرانیان را تهدید می‌کند، عیان سازد. به جد باور دارم که از حمله‌ی مغول به این سو، چنین تهدیدی که توامان به سوی اسلام و ایران صورت گرفته باشد، بی‌سابقه بوده و بی‌تردید، این سنخ مخاطرات، تنها در راستای خواست و سیاست‌های محافل صهیونیستی و منافع افراطی‌های آژانس یهود قابل توجیه است.

مقام محترم رهبری!

در دوران مبارزه بارها تبرعاً وکالت و امر دفاع از جنابعالی را به عهده گرفتم و در طی سی سال گذشته که در مسند قدرت قرار داشتید و در روزگاری که چه بسا انگیزه‌ای برای کسب مال و جاه باید وجود می‌داشت، گواهی و تایید می‌فرمایید که هرگز از بابت منافع و خواست شخصی، درخواستی نداشته‌ام اما اینک و در زمانه‌ای که تنها، لقای محبوب مانع تداوم این همه درد و رنج جانکاه می‌شود، شرعاً و قانوناً حضرتعالی را وصی بر حفظ حقوق و جان اعضای خانواده و خانواده‌ی بزرگ‌ترم یعنی نهضت آزادی ایران و دیگر آزادی‌خواهان دربند اعلام می‌کنم. شایسته است تا به عنوان قدر متیقن حاکمیت و در مقام رهبری کل نظام و مردم ایران اقدام فرمایید و ضمن صدور دستور آزادی تمامی زندانیان سیاسی و به ویژه رفع حصر از آقایان مهندس میر حسین موسوی و حجه الاسلام و المسلمین مهدی کروبی و اعلام آشتی ملی، زمینه‌ی بازگشت به نظم و آرامش را فراهم نمایید. باشد که مجلس و قوه‌‌ی قضاییه نیز در پرتو چنین سیاستی، از امکان بررسی کفایت سیاسی و اخلاقی رییس دولت دهم برخوردار شوند. امید دارد که رد وصیت نکرده و به این آخرین خواسته‌ی فردی که شاید روزگاری حقی بر گردن آقای سید علی خامنه‌ای و نه رهبر نظام جمهوری اسلامی ایران داشته است، بی‌اعتنا نباشید.

ستم‌کاری و ظلم بر مردم، واقعه‌ی تازه و حادثی نیست که بتوان پیامدهای آن را نادیده گرفت و آزموده را دوباره آزمود. سرنوشت خاندان شاه فراری و وقوع دو خودکشی در یک خانواده، حکایت از پریشیدگی بی‌مانندی دارد که هیچ توجیه نیازمندی مالی و یا دلیل ظاهری دیگری بر آن نمی‌توان یافت و برای من و شما که در ایجاد حکومت جدید نقش آفریده‌ایم، عبرت‌آموز است.

تلخی سخنم را با حلاوت بیان سعدی علیه‌الرحمه خاتمه داده و گزیده‌ای از حکایات گلستان را به عنوان تکمله، خدمتتان عرض می‌کنم:

« یکی را از ملوک عجم، حکایت کنند که دست تطاول به مال رعیت دراز کرده بود و جور و اذیت آغاز کرده، تا جایی که خلق از مکاید فعلش به جهان برفتند و از کربت جورش، راه غربت گرفتند. چون رعیت کم شد، ارتفاع ولایت نقصان پذیرفت و خزانه تهی ماند و دشمنان زور آوردند.

نکند جورپیشه سلطانی که نیاید ز گرگ چوپانی

پادشاهی که طرح ظلم افکند پای دیوار ملک خویش بکند

والسلام علی من اتبع الهدی

احمد صدر حاج سید جوادی

عضو شورای انقلاب

۲۸ / اردیبهشت / ۱۳۹۰

رهبر جدید کره‌ی شمالی: استفاده‌کنندگان از تلفن‌همراه جنایتکار جنگی‌اند

نوشته‌شده در

کره‌ی شمالی به مردم این کشور هشدار داده است که در صورت فرار به چین و یا استفاده از تلفن همراه در طول 100 روز سوگواری برای “کیم جونگ ایل” به عنوان جنایتکار جنگی محاکمه می‌شوند.

به گزارش سیتنا به نقل از انتخاب، گزارش‌هایی مبنی بر کاهش ذخیره‌ی مواد غذایی در کره شمالی و در نتیجه افزایش فرار به چین وجود دارد.

کسانی که موفق به عبور از مرز می‌شوند، سرانجام خود را به کره جنوبی و اردوگاهی که 23 هزار نفر از مردم کره شمالی حضور دارند، می‌رسانند.

دولت کره شمالی اعلام کرده است کسانی که سعی در فرار از کشور داشته باشند به کمپ‌های کاراجباری فرستاده می‌شوند. این دولت همچنین هشدار داده است که برخی ممکن است اعدام شوند.

بر اساس این گزارش، هرگونه نارضایتی که از طریق تلفن همراه به خارج از کره شمالی منتقل شود و همچنین پوشش خبری وضعیت خاورمیانه و درگیری‌ها منجر به دستگیری می‌شود.

۱۱ زائر ایرانی در سوریه ربوده شدند

نوشته‌شده در

سحام نیوز: سخنگوی وزارت امور خارجه اظهار داشت : براساس اخبار رسیده تعداد یازده نفر از زائرین کشورمان که به قصد زیارت و ابراز ارادت به اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از طریق زمینی عازم دمشق بوده اند توسط گروهی ناشناس در طول مسیر ربوده شده اند.

به گزارش مهر، رامین مهمانپرست افزود: اینگونه اقدامات خلاف اصول انسانی و تعهدات اخلاقی و بین المللی به هیچ وجه قابل توجیه نبوده و انتظار می رود این افراد در اسرع وقت نسبت به رهائی زوار ایرانی اقدام کنند.
همچنین از مسئولین دولت سوریه نیز درخواست بکارگیری همه امکانات خود جهت اطمینان از سلامت جان این اتباع ایرانی و آزادی هر چه سریعتر آنها را داریم .

مقامات ایران روز ۳۰ آذرماه هم از ربوده شدن ۵ مهندس و کارمند فنی ایرانی در شهر حمص سوریه خبر داده بودند.
مخالفان دولت سوریه از حکومت ایران به دلیل حمایتی که از بشار اسد می کند انتقاد می کنند و می گویند که سپاه پاسداران ایران در سرکوب مخالفان حکومت سوریه دست دارد.

سقوط هواپیمای جنگی ایران در بوشهر

نوشته‌شده در

خبرگزاری های ایران از سقوط یک فروند هواپیمای جنگی در اطراف یکی از روستاهای بوشهر خبر داده اند.
درباره سرنوشت سرنشینان این هواپیما، جزییات، زمان و دلیل این حادثه اطلاعات متناقضی منتشر شده است.

به گزارش برخی منابع خبری این هواپیما صبح امروز ششم بهمن ماه در ساعت ۴ و نیم بامداد در حوالی منطقه ویژه اقتصادی بوشهر سه دقیقه بعد از بلند شدن سقوط کرده است، اما برخی دیگر مانند خبرگزاری مهر ساعت وقوع این حادثه را ۱۰ و ۱۰ دقیقه بامداد عنوان کرده اند.
خبرگزاری مهر به نقل از غلامرضا کشتکار، مدیر کل ستاد مدیریت بحران استان بوشهر اعلام کرده که سرنشینان این هواپیما موفق شده اند با چتر نجات خودشان را نجات بدهند اما خبرگزاری فارس از مرگ خلبان و کمک خلبان این پرواز خبر می دهد.

خبرگزاری های ایلنا و فارس به نقل از مقامات مسئول می گویند که دلیل سقوط این هواپیما “نقص فنی” بوده است.
تحریم ها علیه ایران تعمیر و نگهداری از ناوگان هوایی را در این کشور با مشکلات زیادی مواجه کرده است.
از زمان استقرار جمهوری اسلامی، ایالات متحده فروش تسلیحات به ایران را متوقف کرده است و ایران این نوع از هواپیماهای جنگی خود را قبل از انقلاب سال ۵۷ از آمریکا خریده است.

سوانح هوایی در ایران تنها از سال ۱۳۸۴ تا کنون جان بیش از ۴۰۰ نفر را گرفته است.

بیانیه های شورای فعالان ملی مذهبی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی جهت آگاهی بخشی و تحریم گسترده انتخابات فرمایشی‬

نوشته‌شده در

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، شبه انتخابات مجلس نهم را عرصه رویارویی جنبش سبز با حاکمیت استبداد ارزیابی کرد. در این بیانیه آمده است: در شبه انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی مسأله اصلی ‌نه رقابت نامزدهای رقیب و انتخاب‌ آن‌ها، بلکه شرکت یا عدم شرکت در چنین شبه انتخاباتی است. به همین دلیل از هم اکنون دغدغه اصلی حاکمیت این است که از چه طریق و با استفاده از چه روش‌هایی می‌توان تشکیل مجلسی مطیع و با ترکیب از پیش تعیین شده را به نام ملت و رأی و خواست آن‌ها رقم زد و با تبلیغ آن بر بحران مشروعیتی که حاکمیت پس از تقلب بزرگ انتخاباتی ۲۲ خرداد ۸۸ بدان گرفتار آمده غلبه کرد و با نهادینه کردن شبه انتخابات، استبداد مطلقه را نهادینه ساخت.

در صورت تحقق این هدف همان گونه که تجربه مجالس بی اختیار و دولت‌ تحمیلی طی سال‌های اخیر نشان داده است، در آینده باید شاهد سقوط هرچه بیشتر کشور در بحران‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی ، سیاسی ، وگسترش فقر و فساد و تبعیض باشیم. همچنین کنشگران ملی- مذهبی خارج ازکشور در بیانیه ای تصریح کردند که مشارکت در انتخابات بی اعتنایی به خون شهدا و مقاومت زندانیان و مشروعیت بخشی به استبداد و سرکوب است.

در این بیانیه آمده است: ما به فعالان سیاسی و مدنی توصیه می کنیم به جای سکوت و کناره گیری انفعالی، با حضور در عرصه عمومی و با شرکت در جلساتی که در جای جای کشور به مناسبت موسم انتخابات تشکیل می شود صدای اعتراض خود را به نمایش فریب کارانه انتخاباتی به گوش دیگر هم وطنان و افکار عمومی جهان برسانند و ضمن آگاهی بخشی اجتماعی در این بستر، به تشکل یابی و فعال سازی شبکه های اجتماعی جهت حفظ و ارتقای آمادگی ها و توان مندی های لازم برای مواجهه با روزهای پر التهابی که حاکمان مستبد و نالایق و بی بصیرت کشورمان را بدان سو میرانند، بپردازند.

ادعای تلویحی روزنامه کیهان: دولت احمدی نژاد با آمریکا و اتحادیه اروپا همدست است

نوشته‌شده در

روزنامه کیهان، از روزنامه های حکومتی ایران و نزدیک به نیروهای امنیتی، در یادداشتی به قلم حسین شریعتمداری با عنوان “چه كساني تحريم را بزك مي كنند” افزايش قيمت سكه و دلار طي چند هفته و مخصوصاً چند روز اخير را «پروژه اي هماهنگ با تحريم نفتي ايران از سوي اتحاديه اروپ» دانسته و بدون اینکه نامی از احمدی نژاد و محمود بهمنی، ببرد تلویحا این دو را به همکاری و همدستی با امریکا متهم نموده است.

به گزارش دانشجونیوز، حسین شریعتمداری، سردبیر روزنامه کیهان در این یادداشت با اشاره به جریاناتی که آنها را « جرياني همسو با اصحاب فتنه» معرفی نموده، نوشته است که این جریانات «در تلاش بوده اند تا آثار تحريم نفتي جمهوري اسلامي ايران از سوي آمريكا و سپس اتحاديه اروپا را سنگين و پرآسيب جلوه دهد.»

طبق آنچه حسین شریعتمداری در این نوشته آورده است، به نظر می رسد منظور وی دولت احمدی نژاد و محمود بهمنی، رییس کل بانک مرکزی جمهوری اسلامی بوده است.

حمله شریعتمداری به محمود بهمنی، رییس کل بانک مرکزی

حسین شریعتمداری در بخشی دیگری از یادداشت اش به ادعای اینکه «شمار قابل توجهي از صاحبنظران و اقتصاددانان بلندآوازه غربي نيز بركم اثر بودن تحريم نفتي ايران و زيان متقابل و بيشتر آمريكا و اروپا از تحريم هاي اخير تأكيد مي ورزند» به “جریانات مرموز” اشاره نموده و نوشته است: «جريان مرموز مورد اشاره با كليد زدن اين پروژه چه مقصودي را دنبال مي كند و كدام هدف نهايي را نشانه رفته است؟!

برخي از ساده انگاران در پي توهم پراكني شماري از اطرافيان خويش، شرايط كنوني كشور را با دوران «شعب ابيطالب» مقايسه كرده و راه برون رفت از آن را، گشودن باب مذاكره با آمريكا دانسته بودند! بي آن كه بدانند و قادر به درك اين نكته بديهي باشند كه درگيري جمهوري اسلامي ايران با آمريكا يك درگيري ماهوي است و از ماهيت طرفين درگير ريشه مي گيرد.»

منظور شریعتمداری همان سخنان محمود بهمنی٬ رئیس کل بانک مرکزی است که ۳۰ آذر ماه امسال گفته بود: «باید جامعه را به نحوی اداره کنیم که بتوانیم دو سال خود را حفظ کنیم٬ گویا در شعب ابی‌طالب گرفتار شده‌ایم.»

از سوی دیگر رهبر جمهوری اسلامی ۱۹ دی ماه نیز گفته‌های محمود بهمنی٬ رئیس کل بانک مرکزی مبنی بر اینکه ایران «دو سال در شعب ابی‌طالب گرفتار» خواهد بود را رد کرد و گفت جمهوری اسلامی در شرایط «بدر و خیبر» قرار دارد.

افزایش قیمت سکه و ارز، طرحی هماهنگ با امریکا و اروپا

سردبیر روزنامه حکومتی کیهان، در بخشی دیگری از یادداشت شود آورده است: «متاسفانه برخي از ساده انديشان- درخوشبينانه ترين حالت- آمريكا را در فلان سريال تلويزيوني مي بينند كه در آن براي نجات يك گربه از درون چاه، 3 فروند هلي كوپتر امداد به كار گرفته شده است!! آمريكا را بايد در افغانستان و عراق و غزه و گوانتانامو و ابوغريب و مصر و تونس و ليبي تا چند سال قبل و مخصوصا ايران قبل از انقلاب اسلامي ديد و… و اما، در پي پاسخ قاطع و كوبنده حضرت آقا به اينگونه برداشت هاي گمراه كننده و پيشنهادهاي برخي از افراد مرعوب و خودباخته، بود كه رئيس جمهور آمريكا را با نااميدي به امضاي مصوبه مجلس نمايندگان اين كشور براي تحريم بانك مركزي ايران كشانيد. مصوبه اي كه ابتدا و تا قبل از پاسخ قاطع و قدرتمندانه حضرت آقا- حفظه الله تعالي- به شدت با آن مخالف بود.»

حسین شریعتمداری در بخش دیگری از نوشته خود افزایش قیمت سکه و ارز را ماموریت برخی از جریانات برای هماهنگی با تحریم های امریکا و اتحادیه دانسته و آورده است:

« افزايش غيرطبيعي و پرشتاب بهاي سكه و دلار كه افزايش قيمت ساير كالاها و خدمات را از چند هفته قبل و مخصوصا طي چند روز گذشته در پي داشته است، همان ماموريت نيست؟ اگر هست – كه هست- اين ماموريت را چه كساني و يا كدام جريانات برعهده گرفته و عملياتي كرده اند؟! پاسخ اين سوال چندان دشوار نيست. چه كساني شرايط كنوني كشور را با دوران شعب ابيطالب مقايسه مي كردند؟ و راه برون رفت را در گشودن باب مذاكره با آمريكا مي دانستند؟! كه با خروش مقتدرانه حضرت آقا روبرو شدند. چه كساني از يكسو به افزايش مصنوعي قيمت سكه و دلار دامن مي زدند و از سوي ديگر به گونه اي حسابشده، اين افزايش قيمت را به حساب ايستادگي مردم و نظام در مقابل زورگويي ها و باج خواهي هاي آمريكا و متحدانش معرفي مي كردند و مثلا اينكه اگر سپاه از بستن تنگه هرمز سخن به ميان نياورده بود يا اگر دانشجويان انقلابي خشم مقدس خود را عليه آمريكا و انگليس مهار كرده بودند و يا… قيمت سكه و دلار افزايش نمي يافت؟»

توصیه شریعتمداری به مقامات: تنگه هرمز را ببندید!

حسین شریعتمداری در بخش پایانی یادداشت خود خطاب به مقامات سیاسی جمهوری اسلامی نوشته است: « حالا كه قرار است تحريم نفتي ايران از 6 ماه ديگر عملياتي شود. چرا از هم اكنون؛ صدور نفت به كشورهاي اروپايي را متوقف نكرده و مشتريان پاي كار و فراوان ديگري را كه آماده خريد هستند جايگزين نكنيم؟ چرا نبايد از همين امروز با استناد به مواد 14 تا 23 كنوانسيون 1958 ژنو و مواد 17 تا 37 كنوانسيون جامائيكا، ابتدا ايست و بازرسي كشتي هاي عبوري تنگه هرمز را كه از سال 1991 داوطلبانه متوقف كرده بوديم، از سر نگيريم؟ و در مرحله بعد، از حق مسلم خود براي بستن تنگه هرمز به روي كشتي هاي متعلق به كشورهاي تحريم كننده نفت ايران استفاده نكنيم؟»

از زمان افزایش قیمت سکه و نرخ ارز در ایران٬ محافظه‌کاران بار‌ها از رئیس دولت دهم خواسته‌اند برای ساماندهی به اوضاع اقدام کند که این درخواست با بی‌اعتنایی احمدی‌نژاد روبرو شده است.

کمیته اقتصادی «جمعیت ایثارگران» نیز با انتقاد از نواسانات شدید در بازار سکه و ارز اعلام کرده است: «تداوم سکوت و بی‌عملی در برابر سقوط ارزش پول ملی، هرگز قابل تحمل نیست.»

ابراز نگرانی از سلامت رهنورد وموسوی در “نامه عروس آیت الله منتظری به رهبری”

نوشته‌شده در

کلمه : فرزندان میرحسین موسوی در ملاقات با خانواده آیت الله منتظری و نیز همسر دبیرکل مجمع محققین و مدرسین از عدم امکان هرگونه ارتباط و کسب خبر از والدینشان ابراز نگرانی کردند. پس از این دیدار عروس آیت الله منتظری در نامه ای به رهبری به شرح نگرانی های خانواده میرحسین موسوی پرداخت.

به گزارش کلمه، در این دیدار که چندتن از بانوان بیوت علمای شهر قم نیز حضور داشتند، خانواده مرحوم آیت الله منتظری با روایت خاطراتی از روحیات پدرشان، زمان حصر و تجربیات تلخی که از این دوران به یاد داشتند، چگونگی رفع حصر، نحوه وفات و خاکسپاری که منجر به حضور چندصد هزار نفری مردم در مشایعت شد را توضیح دادند.

در این دیدار دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با ابراز همدردی و یادآوری دوستی و محبت پدر و مادرشان نسبت به آیت الله منتظری ، به شرح بلاها و فشارها و تهدیدهایی که از جانب حکومت در یکسال اخیر یعنی از زمان بازداشت مهندس موسوی و زهرا رهنورد در زندان اختر بر آنها و خانواده آنها وارد شده پرداخته و شدیدا عمیقا از وضعیت پدر و مادر خود و ادامه این زندان، سلامتی آنها و دلایل زندانبانان برای جلوگیری از کسب خبر از وضعیت والدینشان ، ابراز نگرانی کردند.

در آخرین دیداری که یکی از اعضای خانواده با میرحسین موسوی و زهرا رهنورد داشته است از کاهش وزن مشهود خانم رهنورد ، لرزش دست و حالت رنجور او خبر داده است.

این در حالی است که تاکنون بارها درخواست شده است که تیم پزشکی مستقل و امین خانواده این زوج دربند را معاینه کند.

در انتهای این دیدار دختر آیت الله منتظری مچ بندهای سبزی را که خود تهیه کرده بود به دختران هدیه کردند.

به دنبال اظهار نظر مهندس موسوی در ارتباط با انتخابات مجلس که درشهریور ماه وبا خانواده ایشان مطرح گردید ،محدودیتهای شدیدی از سوی ماموران امنیتی در طی ۵ ماه اخیر اعمال شده است این محدودیتها شامل ممانعت از ملاقات حضوری و یا تماس تلفنی فرزندان میرحسین و رهنورد با ایشان به اجرا درآمده بطوری که منجر به چندین ماه بیخبری مطلق از آنان شد.

ملاقاتهای دختران دو همراه جنبش سبز پس از این بی خبری طولانی مدت ، پس از عید غدیر هرکدام تنها یکبار به طور جداگانه و درجایی غیر از زندان اختر انجام شده است اما ازآن به بعد مجددا همه ارتباطات قطع گردید این در حالیست که به دنبال مشاهدات فرزندان در دیدارهای مجزا و محدود و انگشت شماری که در فضای شدید امنیتی صورت گرفته و نیز تبلیغات خود سایتها و منابع خبری حکومتی نگرانی شدیدی از نظر سلامت جسمی و شرایط زندگی آنان بروز نموده است.

این گزارش حاکی است که در هفته های گذشته نیز فرزندان میرحسین موسوی با خانم فاطمه کروبی همسر مهدی کروبی و فرزندان ایشان دیدار کرده بودند.

در این دیدارها که بصورت جداگانه انجام گرفت دختران میرحسین موسوی مسائل متعددی را که از نظر امنیتی آنها و خانواده آنها را تحت تاثیر قرار داده ، که حتی به حیطه خصوصی زندگی شخصی و خانوادگی و یا کاری آنان ونیز سایر بستگان وارد شده است و تهدیدها و محدودیتهای مختلف را توضیح دادند.

آنها همچنین نگرانی خود را به خصوص در مورد سلامتی ، شرایط نگهداری و ابهامات زیاد در باره محل زندانی کردن آنان ، نوع تغذیه و خطرهای احتمالی و شائبه های موجود در امنیت غذایی و یا دارویی آنان ابراز کردند . این نگرانی ها به وضعیت جسمی خانم رهنورد و کاهش بی دلیل و شدید عجیب وزن آنها مربوط میشود .

فاطمه کروبی در این دیدار آنها را به آرامش و صبر فراخوانده و اشاره کرد که سربلندی و عزت از آن کسانی است که به دنبال حق وحقیقت باشند اگرچه به هرحال سختی هایی هم در این راه وجود دارد و باید برای این ایستادگی برای حرف حق شاکر خداوند بود .

نامه عروس آیت الله منتظری به رهبری

پس از این دیدار عروس آیت الله منتظری در نامه ای به رهبری به شرح نگرانی های دختران میرحسین موسوی پرداخت.

در این نامه که در جرس منتشر شد، آمده است: قبول این مسئله بسیار سخت است که جنابعالی باخبر باشید از اینکه ذی القربای شما بدون محاکمه، در شرایطی هستند که حتی از حقوقی همانند یک زندانی جانی و قاتل هم برخوردار نباشند و عزیزان و فرزندانشان هم از دیدار آنان محروم باشند. حتی اگر آقای موسوی هم محاکمه شده و محکوم به حبس بودند، فرزندان ایشان چرا باید این مقدار هزینه بپردازند و علاوه بر تحمل درد فراق، نگران وضعیت روحی و جسمی پدر و مادر هم باشند و کسانی هم مأمور شوند تا این عزیزان را در حالت اضطراب و نگرانی مضاعف نگاه دارند؟

همسر احمد منتظری در این نامه با اشاره به دیدار اخیر خانواده آیت الله منتظری با دختران موسوی نوشته است: همراه چند تن از دوستان از قم به دیدار عموزادگان حضرتعالی یعنی دختران آقای مهندس میرحسین موسوی رفتیم. دخترانی مقاوم ولی بسیار نگران و مضطرب از وضعیت سلامتی پدر و مادر، آنان اظهار می‌داشتند که به‌ ندرت اجازه ملاقات با والدین را پیدا می‌کنند و از آن بدتر اینکه گاه گاهی افراد ناشناسی، در تماس تلفنی اخبار نگران کننده‌ای را به آنان می‌دهند،مثلا «پدر یا مادر شما بسیار بیمار هستند» یا «بیماری خطرناکی دارند و الآن در حال شیمی‌درمانی هستند» و امثال این تلفن‌ها که به نظر می رسد صرفاً به منظور نگران کردن و تضعیف روحیه خانواده می‌باشد، آن‌هم در شرایطی که هیچ نوع دسترسی تلفنی یا حضوری به پدر و مادر، برای اثبات صحت و یا سقم قضیه وجود ندارد و ملاقات‌ها با فاصله زمانی بسیار زیاد انجام می‌شود. البته مشاهده تن رنجور و بیمار مادر، در ملاقات اخیر نیز بر این نگرانی‌ها افزوده است.

باسمه تعالی

حضرت آیت الله آقای خامنه‌ای رهبر محترم جمهوری اسلامی ایران

«وَاعْبُدُواْ اللّهَ وَلاَ تُشْرِکُواْ بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا وَبِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاکِینِ وَالْجَارِ ذِی الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنبِ وَالصَّاحِبِ بِالجَنبِ وَابْنِ السَّبِیلِ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ إِنَّ اللّهَ لاَ یُحِبُّ مَن کَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا»

«و خدا را بپرستید و چیزى را با او شریک مگردانید و به پدر و مادر احسان کنید و در باره خویشاوندان و یتیمان و مستمندان و همسایه خویش و همسایه بیگانه و همنشین و در راه‏مانده و بردگان خود [نیکى کنید] که خدا کسى را که متکبر و فخرفروش است دوست نمى‏دارد»
﴿آیه ۳۶ سوره نساء﴾

پس از سلام، چند روز پیش برحسب وظیفه انسانی – اسلامی و با توجه به حدیث نبوی شریف «من اصبح ولم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، «هرکسی صبح کند و به امور مسلمین اهتمام نورزد مسلمان نیست»، همراه چند تن از دوستان از قم به دیدار عموزادگان حضرتعالی یعنی دختران آقای مهندس میرحسین موسوی رفتیم. دخترانی مقاوم ولی بسیار نگران و مضطرب از وضعیت سلامتی پدر و مادر، آنان اظهار می‌داشتند که به‌ ندرت اجازه ملاقات با والدین را پیدا می‌کنند و از آن بدتر اینکه گاه گاهی افراد ناشناسی، در تماس تلفنی اخبار نگران کننده‌ای را به آنان می‌دهند،مثلا «پدر یا مادر شما بسیار بیمار هستند» یا «بیماری خطرناکی دارند و الآن در حال شیمی‌درمانی هستند» و امثال این تلفن‌ها که به نظر می رسد صرفاً به منظور نگران کردن و تضعیف روحیه خانواده می‌باشد، آن‌هم در شرایطی که هیچ نوع دسترسی تلفنی یا حضوری به پدر و مادر، برای اثبات صحت و یا سقم قضیه وجود ندارد و ملاقات‌ها با فاصله زمانی بسیار زیاد انجام می‌شود. البته مشاهده تن رنجور و بیمار مادر، در ملاقات اخیر نیز بر این نگرانی‌ها افزوده است.

حضرت آیت الله خامنه ای

آیا این عزیزان همان ذی القربای شما نیستند که خداوند در قرآن بعد از توحید و نیکی به پدر و مادر، نیکی به آنان را سفارش می‌فرماید؟ و البته استحضار دارید در آیه شریفه شرطی مثل هم‌سویی سیاسی و یا غیر آن برای نیکی به آنان ذکر نشده است.

قبول این مسئله بسیار سخت است که جنابعالی باخبر باشید از اینکه ذی القربای شما بدون محاکمه، در شرایطی هستند که حتی از حقوقی همانند یک زندانی جانی و قاتل هم برخوردار نباشند و عزیزان و فرزندانشان هم از دیدار آنان محروم باشند. حتی اگر آقای موسوی هم محاکمه شده و محکوم به حبس بودند، فرزندان ایشان چرا باید این مقدار هزینه بپردازند و علاوه بر تحمل درد فراق، نگران وضعیت روحی و جسمی پدر و مادر هم باشند و کسانی هم مأمور شوند تا این عزیزان را در حالت اضطراب و نگرانی مضاعف نگاه دارند؟! هنوز، پس از ۱۴۰۰ سال، وقتی از اضطراب حضرت زینب(س) و فرزندان سیدالشهداء گفته می‌شود اشک مؤمنین سرازیر می‌گردد، شاید بیشتر از آن هنگام که مصائب امام حسین(ع) ذکر می‌شود.

حضرت آیت الله خامنه ای

همانطور که مستحضرید آقای مهندس موسوی، در نظام جمهوری اسلامی، در سال‌های پر از بحران جنگ تحمیلی، هشت سال نخست وزیر بودند و در صداقت و پاکی ایشان همین بس که پس‌از اتمام مسئولیت، هیچ مخالف و دشمنی او را به سوء مدیریت متهم نکرد. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری نیز، حتی، بر اساس آمار وزارت کشور، ۱۳٫۲۱۶٫۴۱۱ رأی، معادل ۷۵/۳۳ درصد از واجدین شرایط رأی، به ایشان رأی داده‌اند. حال به هر دلیلی، بین جنابعالی و ایشان اختلاف پیش آمده، آیا مناسب است با ایشان و خانواده محترمشان اینگونه رفتار شود؟

اکنون که شما در رأس قدرت هستید و توانایی دارید، مقرر فرمایید، بر اساس تعالیم عالیه اسلام، با افرادی که با شما اختلاف نظر دارند و یا حتی مخالف شما هستند به عدالت رفتار نمایند. خداوند متعال در آیه ۸ سوره مائده می‌فرماید: «َلاَ یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلاَّ تَعْدِلُواْ اعْدِلُواْ هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ». «نباید دشمنى با گروهى شما را بر آن دارد که به عدالت رفتارنکنید، عدالت کنید که آن به تقوا نزدیکتر است و از خدا پروا دارید که خدا به آنچه انجام مى‏دهید آگاه است».

در سایت «خبرآنلاین» از قول یکی از محافظین جنابعالی آمده است: «صبح روز کریسمس آقا فرمودند خانه چند ارمنی و آشوری اگر برویم بد نیست». گرچه در خوبی این عمل مبارک هیچ شکی نیست امّا آیا خانواده آقای مهندس موسوی و بسیاری از زندانیان سیاسی که در راه به ثمر رسیدن انقلاب و پس از آن بسیار رنج کشیده‌اند و هزینه‌ها پرداخت کرده‌اند قابل دلجویی و رسیدگی نیستند؟ آیا مطلعید که نه تنها از این خانواده‌ها تفقد نمی‌شود، حتی حقوق آنان را قطع کرده‌اند تا زن و فرزندانشان را زیر فشار قرار دهند، کاری که حضرت علی(ع) حتی با خوارج نکرد. و تأسف بارتر اینکه اگر کسانی که به خانواده بی‌گناه آنان رسیدگی کنند از نظر مسئولان تحت امر شما مجرم شناخته شده و دستگیر و زندانی می‌شوند.

حضرت آیت الله خامنه ای

به خوبی می توان از هم اکنون ۲۰ سال آینده را تصور نمود که در کتب تاریخی این دو حالت چگونه نگاشته خواهد شد، حالت اول: زندانیان سیاسی و محصورین و تبعیدی‌ها، مشمول رأفت اسلامی حاکمیت شده و به دامان اجتماع و خانواده هایشان برگشته‌اند و حالت دوم: قهر و خشم و فشار بر کسانی ادامه یافته است که انصافاً استحقاق آن را نداشته‌اند. فکر می‌کنید کدام‌ حالت پسندیده‌تر است؟. “اللهم اهدنا من عندک و افض علینا من فضلک و انشر علینا من رحمتک”.

در پایان از تصدیع عذر خواهی می‌کنم و امیدوارم اقدامی جدّی صورت دهید.

زهرا ربانی املشی
۵/۱۱/۱۳۹۰

ادامه وضعیت بازار ارز و سکه، اقتصاد را به ورشکستگی می‌کشاند

نوشته‌شده در

احمد توکلی، رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس هشدار داد که ادامه وضعیت فعلی در بازار طلا و ارز، اقتصاد ایران را ورشکسته می‌کند.
با انتقاد شدید از عملکرد اقتصادی دولت در زمینه بازار ارز و طلا به خبرگزاری مهر گفت که فردا چهارشنبه، پنجم بهمن در ارتباط با «تعیین تکلیف» دولت با محمدرضا باهنر نائب رئیس مجلس جلسه دارد.
رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس تاکید کرد در این جلسه در ارتباط با وظیفه مجلس برای عزل «مسئولین اقتصادی بی‌لیاقت دولت» یا تعیین تکلیف کل دولت مذاکره خواهم کرد.
این نماینده اصولگرای منتقد دولت تصریح کرد نه تنها مجلس که قوه قضائیه هم در برخورد با «بی کفایتی‌های» دولت وظیفه خود را انجام نمی‌دهد.
آقای توکلی در توصیف دولت نهم گفت: «این دولت هر کاری دلش بخواهد انجام می‌دهد و قوه قضائیه هم در مقابل پرونده‌های متعدد ارسالی مجلس مبنی بر تخلف دولت وظیفه خود را انجام نمی‌دهد.»
رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس همچنین گفت که نمی‌تواند در ارتباط با اظهارات کسانی که نوسانات بازار طلا و ارز را امنیتی می‌دانند و خواستار دخالت وزارت اطلاعات شده‌اند به «روشنی» صحبت کند.
او در عین حال تصریح کرد مسایل مختلف نشان می‌دهد که فقط «مسئله بی‌عقلی» دولت در کار نیست بلکه اهداف و مقاصد دیگری هم وجود دارد.
به زعم این نماینده مجلس در حالی که دولت می‌تواند با اتکا به تدبیر، سلامت، عقل و جدیت آثار تحریم‌های اقتصادی را خنثی کند با اجرای تصمیماتی باعث ایجاد تردید نسبت به عقلانیت و سلامت خود شده است.
آقای توکلی با تاکید دوباره نسبت به لزوم توقف فعلی وضعیت حاکم بر بازار سکه و ارز هشدار داد که علت این بی‌ثباتی بازار ارز و طلا چه بی‌کفایتی باشد چه خیانت باعث ناامیدی مردم و ورشکستگی اقتصادی می‌شود.
رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس عملکرد محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی را هم به نقد کشید و گفت در حالی که وظیفه بانک مرکزی حفظ ارزش پول ملی است، این نهاد را عمدا یا از سر ناتوانی رها کرده است.
او سکوت دولت در این ارتباط را باعث مبهم‌تر شدن وضعیت بازار ایران ارزیابی کرد.
رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس در توضیح ادعای کارشناسانی که می‌گویند افزایش قیمت سکه و ارز به نفع دولت است، اظهار داشت: «اگر دولت صرفا به فکر منافع شخصی باشد چنین چیزی پذیرفتنی است اما یک دولت ملی را نمی‌توان دارای چنین رویکردی دانست.»
او در عین حال گفت که اگر دولت صرفا به خاطر افزایش ارزش ذخایر ارز و طلای خود از مدیریت بازار غافل شود دیگر بحث بی‌کفایتی و بی‌عرضگی مطرح نیست بلکه بحث «خیانت به مردم مطرح است.»
به اعتقاد این نماینده مجلس هیچ دولت عاقل و وفاداری در دنیا وجود ندارد که به مردمش وفادار باشد و عقل هم داشته باشد اما عدم تعادل اقتصادی را بپذیرد تا بودجه خود را تامین کند.
منبع: مردمک و مهر

با آغاز پيش‌فروش جديد در بانك ملي از شيب كاذب افزايش نرخ سكه كاسته شد

نوشته‌شده در

پيش‌فروش سكه با قيمت جديد از روز دوشنبه در شعب بانك ملي ايران آغاز شد. اين سكه‌ها براي تحويل شش ماهه با قيمت پنج ميليون و 989 هزار ريال و براي تحويل چهار ماهه با نرخ شش ميليون و 274 هزار ريال پيش فروش مي‌شود.

به گزارش خبرنگار بانك و بيمه خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، بانك مركزي كه از يك ماه پيش و با آغاز موج جديد افزايش قيمت سكه، فروش نقدي آن را متوقف كرد، پيش‌فروش سكه با قيمت 546 هزار تومان را آغاز كرده بود.

بانك مركزي فروش نقدي سكه را زماني متوقف كرد كه به آن اشكالاتي از قبيل ارزان فروشي منابع ملي وارد شد. پيش فروش سكه راهي براي جذب منابع مردمي بود كه سرمايه خود را در بازار كاذب ارز و طلا به گردش انداخته بودند.

با اين وجود افزايش قيمت سكه ادامه يافت تا اين كه بانك مركزي دوباره با همان اشكال ارزان فروشي مواجه شد. شنبه گذشته بانك مركزي اعلام كرد كه پيش فروش سكه با قيمت قبلي متوقف شده و اين كار با قيمت جديد از سوم بهمن ماه آغاز مي‌شود.

در حالي كه پيش از اين محمود بهمني رييس كل بانك مركزي اعلام كرده بود براي كاهش قيمت كاذب سكه اگر لازم باشد در سوپرماركت‌هاي محلات هم سكه عرضه خواهد كرد، هم اكنون پيش فروش سكه با مهلت شش ماهه در حال انجام است.

خبرنگار ايسنا براي كسب اطلاع از تعداد سكه‌هاي پيش فروش شده طي يك ماه گذشته و نيز روز گذشته، با بانك ملي ايران تماس گرفت، اما موفق نشد آمار دقيقي از اين ميزان دريافت كند. به گفته سخنگوي بانك ملي، اين بانك هر روز مستندات پيش فروش سكه را به بانك مركزي اعلام مي‌كند.

با آغاز دوباره پيش‌فروش سكه در بانك ملي از شيب كاذب افزايش نرخ آن كاسته شد و پس از رشد 150 هزار توماني در روز شنبه، روز دوشنبه بهاي سكه افزايش كمتري پيدا كرد. در اين روز سكه طرح قديم يك ميليون و 50 هزار تومان، سكه طرح جديد يك ميليون و 50 هزار تومان، نيم سكه 530 هزار تومان، ربع سكه 270 هزار تومان و سكه گرمي 140 هزار تومان معامله شد. اين در حالي است كه هم اكنون كشور در تعطيلات چند روزه به سر مي‌برد و معاملات رسمي بازار از چهارشنبه آغاز مي‌شود.

هیئت عالی‌‌رتبه آژانس بین‌المللی در آستانه سفر به ایران

نوشته‌شده در

یک هیئت بلندپایه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در اواخر ژانویه برای انجام مذاکرات به تهران می‌رود. هم‌زمان رهبران دولت‌های آلمان، فرانسه و بریتانیا با صدور بیانیه مشترکی خواستار توقف فوری برنامه‌های اتمی ایران شدند.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد که یک هیئت بلندپایه این نهاد متعلق به سازمان ملل از تاریخ ۲۹ تا ۳۱ ژانویه (۹ تا ۱۱ بهمن) به ایران سفر خواهد کرد. ریاست این گروه از کارشناسان آژانس بین‌المللی را هرمان ناکائرس و رافائل گروسی برعهده خواهند داشت. وظیفه این هیئت مذاکره درباره روشن کردن برنامه هسته‌ای ایران است.

به گزارش خبرگزاری آلمان یوکیا آمانو، مدیر آژانس بین‌المللی روز دوشنبه (۲۳ ژانویه/۳ بهمن) در بیانیه‌ی خود متذکر شد «این هیئت با رویکردی سازنده به ایران خواهد رفت و ما امیدواریم که ایران نیز با چنین روحیه‌ای با ما همکاری کند.»

بنا به اخبار رسیده از دوایر نزدیک به آژانس، سفر این گروه از کارشناسان برای بازدید از تأسیسات اتمی ایران نیست. در این دیدار قرار است در مورد برنامه های اتمی و سوءظن‌ها نسبت به ساخت سلاح هسته‌ای از سوی ایران گفت‌وگوهایی با مقام‌های ایرانی به صورت گیرد.

علی اصغر سلطانیه، نماینده دائم ایران در آژانس بین‌المللی سفر هیئت بلند پایه این آژانس به ایران و اقدام ایران برای انجام مذاکره را نشان‌دهنده شفافیت برنامه هسته‌ای ایران خواند. وی گفت، این عمل «توطئه دشمنان» در مورد «ایجاد جو سیاسی علیه ایران» را خنثی خواهد کرد.

در آخرین گزارش آژانس بین‌‌المللی انرژی اتمی که در نوامبر ۲۰۱۱ منتشر شد به فعالیت‌های هسته‌ای ایران درجهت ساختن سلاح هسته‌ای اشاره شده بود. ایران همواره داشتن اهداف نظامی برای برنامه‌های هسته‌ای خود را رد کرده است.

بعد از انتشار گزارش آخر آژانس بین‌المللی در مورد ایران دولت آمریکا و کشورهای اروپای غربی بر دامنه تحریم‌های اقتصادی خود علیه ایران افزودند.

تأسیسات اتمی ایران در اصفهان؛ کشورهای غربی معتقدند که ایران در پوشش صلح‌آمیز اهداف نظامی را در طرح‌های هسته‌ای خود دنبال می‌کند

اعلامیه مشترک مرکل، سارکوزی و کامرون

آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، نیکلا سارکوزی رئیس جمهور فرانسه و دیوید کامرون نخست وزیر بریتانیا با انتشار بیانیه مشترکی از ایران خواستند که هر چه سریع‌تر به برنامه‌های هسته‌ای خود پایان دهد.

در این اعلامیه آمده است: «ما رهبری ایران را فرامی‌خوانیم تا برنامه‌های هسته‌ای مورد انتقاد را هر چه زودتر متوقف کند و به تعهدات بین‌المللی خود به طور کامل پایبند بماند.»

در بیانیه‌ی رهبران سه کشور اروپایی هم‌چنین گفته شده است: «ما ایران مجهز به سلاح هسته‌ای را نخواهیم پذیرفت.»

مرکل، سارکوزی و کامرون در بیانیه‌ی مشترک خود تأکید کرده‌اند، تا زمانی که ایران به طور جدی به پای میز مذاکره بازنگردد «ما به‌طور مشترک و با شدت از اقداماتی حمایت خواهیم کرد که موجب محدود کردن پشتیبانی مالی رژیم ایران از طرح‌های هسته‌ایش می‌شوند». در ادامه این بیانیه آمده است که «دولت ایران نتوانسته اعتماد بین‌المللی را در مورد فقط صلح‌آمیز بودن طرح‌‌های هسته‌ای خود برانگیزد».

مذاکرات گروه ۵+۱ با دولت ایران از یک سال پیش متوقف شده است. کشورهای غربی ایران را متهم می‌کنند زیر پوشش برنامه‌های هسته‌ای صلح‌آمیز، اهداف نظامی را دنبال می‌کند و در پی ساختن بمب اتمی است. ایران این ادعا را بی‌اساس خوانده است.

روز دوشنبه (۲۳ ژانویه/۳ بهمن) کشورهای عضو اتحادیه اروپا در اجلاس وزرای امور خارجه این اتحادیه در بروکسل خرید نفت از ایران را از اول ژوئیه سال میلادی جاری ممنوع اعلام کردند.

معاون حقوقی و بین‌المللی وزارت امور خارجه ایران روز دوشنبه (۲۳ ژانویه/۳بهمن) در این زمینه گفت، هرچه اتحادیه اروپا بر تحریم‌هایش علیه ایران بیافزاید، «موانع جدی‌تری برای حل و فصل نهایی مشكلات ایجاد خواهند كرد».

عباس عراقچی افزود، «متاسفانه برخی كشورها تحریم را به عنوان راه حل موضوع هسته‌ای ایران می‌دانند اما باید گفت كه تحریم ها به بخشی از مشكل تبدیل شده است.» وی تأکید کرد، ایران امتیازی به این تحریم‌ها نخواهد داد ولی راه برای گفت‌وگوهای سازنده همیشه باز است.

واکنش وزارت خارجه به تحریم های نفتی اتحادیه اروپا علیه ایران

نوشته‌شده در

سحام نیوز: سخنگوی وزارت امور خارجه گفت: تحریم نفتی ایران در اتحادیه اروپا با بحران اقتصادی و اجتماعی کشورهای اروپایی سازگار نیست و بیشتر در چارچوب فشار تبلیغاتی و جنگ روانی قابل ارزیابی است.
به گزارش واحدمرکزی خبر، رامین مهمانپرست افزود: تحریم اقتصادی به بهانه فعالیت های صلح آمیز هسته ای کشورمان ، اقدامی غیرمنطقی و ناعادلانه است اما تاثیری در روند حرکت ملت ما برای دستیابی به حقوق اساسی خود ندارد.
وی گفت: اصولا شیوه تهدید ، فشار و تحریم در مقابل ملتی که برای رویکرد خود منطق و استدلال قوی دارد ، روشی شکست خورده است.
مهمانپرست با اشاره با تصویب توقف خرید نفت از ایران در اتحادیه اروپا افزود: همان طور که در اظهارات مقامات اروپایی و اخبار منتشره در این باره مشخص است ، برخی کشورها تعویق این کار را تحت پوشش تحریم های تدریجی مطرح کرده اند که این موضوع حاکی از رویکردی سیاسی است.
وزیران امور خارجه اتحادیه اروپا روز دوشنبه، سوم بهمن (۲۳ ژانویه)، در نشستی در بروکسل بر سر اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران به توافق رسیدند. این تحریم‌ها شامل ممنوعیت خرید و فروش نفت خام و فرآورده‌های نفتی با ایران می‌شود.
در چارچوب مصوبه اتحادیه اروپا، آن دسته از اعضای این اتحادیه که هنوز قراردادهایی برای خرید نفت خام از ایران دارند، تا اول ماه ژوئیه برای پایان دادن به این قراردادها فرصت خواهند داشت.
مهمانپرست با اشاره به تصویب توقف خرید نفت خام از ایران، گفته است: ” برخی کشورها تعویق این کار را تحت پوشش تحریم‌های تدریجی مطرح کرده‌اند که این موضوع حاکی از رویکردی سیاسی است.”
در عین حال، کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، در پایان نشست بروکسل، در جمع خبرنگاران گفت که هدف از اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران، وادار کردن این کشور برای از سرگیری مذاکرات و توقف غنی‌سازی اورانیوم است.

افزایش قیمت سکه و ارز ادامه دارد: دلار ٢١٠٠ تومان؛ سکه ١٠٢٠٠٠٠ تومان

نوشته‌شده در

با اعمال تحریم های جدید از سوی اتحادیه اروپا علیه ایران، روند افزایش قیمت سکه و ارز در بازارهای آزاد ایران هم چنان ادامه دارد.

به گزارش دانشجونیوز، در آخرین قیمت های اعلام شده در ساعت شش بعداظهر دوشنبه، نرخ سکه طلا به ١٠٢٠٠٠٠ تومان و دلار به ٢١٠٠ تومان افزایش یافته است.

همچنین نرخ یورو در بازار آزاد نیز به ٢٦۵٠ تومان و هر پوند انگلیس به ٣٣٠٠ تومان افزایش یافته است.

تاکنون تلاش مسئولان دولتی برای کنترل نرخ ارز بی نتیجه مانده است، معاون وزير صنعت، معدن و تجارت از تشكيل كميته پنج نفره در دولت به منظور كنترل نرخ ارز خبر داده است. به گفته رضا فاطمی امين، كميته پنج نفره‌ای در دولت با حضور نماينده وزارت صنعت، معدن و تجارت و بانك مركزی تشكيل شده تا وضعيت بازار ارز را بررسي كرده و تمهيدات لازم برای كنترل آن را بينديشد.

در حالی که رهبر جمهوری اسلامی تحریم های آمریکا و متحدانش علیه ایران را بی فایده عنوان کرده است، از چند هفته پیش همراه با اعمال تحریم های جدید توسط آمریکا بر بانک مرکزی ایران، قیمت ارز و طلا در بازاهای آزاد ایران افزایش چشمگیری داشته است. هم زمان از ظهر امروز با تصویب تحریم های جدید اتحادیه اروپا برای توقف خرید نفت از ایران و تحریم بانک مرکزی، نرخ ارز و سکه شاهد شتاب در افزایش نرخ مبادلات می باشد.

دفاع غلامعلی رجایی از نامه سردار علایی : مگر رهبری خود را فارغ از نقد می داند؟!

نوشته‌شده در

سحام نیوز: غلامعلی رجایی از اعضای سابق سپاه پاسداران پس از علی مطهری، احمد توکلی، عماد افروغ و سردار علی صنیع خانی با حمایت از نامه ۱۹ دی سردار علایی می گوید در جامعه انتقاد‌هایی درباره عملکرد علی خامنه ای وجود دارد که باید مطرح شود و نظامی که نتواند منتقدین را تحمل کند به تاریخ پیوسته است.
غلامعلی رجایی در وبلاگ خود « نی در نوا » با اعلام اینکه «گیرم که تمام نقد و نتیجه گیری علایی متوجه بعضی مواضع و رفتارهای اخیر رهبری باشد، کجای این کار اشکال دارد؟ کجای این کار خلاف قانون است؟» گفته است: مگر رهبری خود را فارغ از نقد می داند و باید بداند و یا دانسته است؟ اگر اینگونه باشد معلوم می شود دایره خط قرمزها درجمهوری بعد ازامام، چنان تنگ شده که حتی امثال علایی که از بانیان این نظام مقدسند هم نمی توانند زبان به سخنی ناصحانه بگشایند.

یادداشت غلامعلی رجایی به نقل از وبلاگ وی بدین شرح است:

دیروزجمعه که آخرین ساعاتم را درنجف اشرف که با حضور میلیونها زائرکه با پای پیاده خود را به این شهر می رساندند مهیای برگزاری ایام ارتحال رسولخدا بود می گذراندم، فرزندم به من تلفن زد وازجوی که علیه برادرآزاده ام مبارز بی نظیر دورانهای قبل از انقلاب و جنگ واین سالهای سخت ترازجنگ،جناب دکترحسین علایی ایجاد شده ،سخن گفت.
امروز شنبه اول بهمن که پس از ۷ ساعت تاخیر در پرواز نجف به تهران شرکت هواپیمایی تابان که با یک عذر خواهی خشک و سرد خلبان ماست مالی شد خسته وبی خواب به تهران رسیدم بدون استراحتی هرچند کوتاه یکراست به سراغ خبرها رفتم، با دیدن نامه ۱۲ سردار سپاه و تصاویر تجمع خود جوش! لباس شخصیها مقابل درب منزل ایشان درمنطقه حفاظت شده سرداران ارشد سپاه در شهرک شهید کلاهدوز درانتهای خیابان پیروزی ،آه از نهادم برآمد که بالاخره نوبت تنگ بینی ها وتنگ نظریها و یکسویه نگریها و… به آقاحسین علایی هم رسید و شاید هم چه دیر!

خود ایشان مقاله ای را که بمناسبت قیام ۱۹ دی در روزنامه اطلاعات نوشته بود قبل از سفربه من داد .ازاین ناصحانه تر نمی شد نوشت. از سیاق مطلب بر می آمد نیم نگاهی در نقد دلسوزانه رفتارحاکمیت موجود داشته است.
تاریخ را برای تاریخ نوشتن، و نه عبرت گرفتن، از آن خیانت است و دکترعلایی درآن نوشته همچنانکه بعدها نوشت با اعتقاد به نظام و ولایت فقیه، نسبت به برخی رفتارها هشدارهای بجایی داده بود.
افسوس که جان پیام کلام علایی در میان لابلای اتهامات وایراداتی از جنس حرفهای حسین شریعتمداری که مثلا چرا به جای شهید از تعبیر کشته استفاده کرده و…! و نامه ۱۲ سردارشنیده نشد.

جامعه و به تبع آن حاکمیتی که نتواند امثال حسین علایی- با آن همه سوابق روشنی که خیلی ها که برمساند و مسولیت های نظام نشسته اند وسخن در خطبه ها وغیر خطبه ها به وعظ ونصیحت مردم می رانند، حتی غبطه داشتن یک دقیقه آن را می خورند- را تحمل کند یا به تاریخ پیوسته اند و یا خواهد پیوست وازآنها جز نامی غیر نیک باقی نخواهد ماند.
باید دید اشکال در کجاست که وقتی بعضی در تخطئه رفتار و حاکمیت مطلقانه و مستبدانه قذافی معدوم ایراد می گیرند بعضی آن را کنایه ای متوجه داخل می دانند؟

بجای اینکه قلم را از دست امثال علایی نوری زاد خزعلی و.. بگیریم باید رفتار خودمان را درست کنیم تا این نقدها نوشته نشود.
گیرم که تمام نقد ونتیجه گیری دکترعلایی درآن نوشته متوجه بعضی مواضع و رفتارهای اخیر رهبری باشد ،کجای این کار اشکال دارد؟ کجای این کار خلاف قانون است؟

مگر رهبری خود را فارغ از نقد می داند و باید بداند و یا دانسته است؟
اگر اینگونه باشد معلوم می شود دایره خط قرمزها درجمهوری بعد ازامام، چنان تنگ شده که حتی امثال علایی که از بانیان این نظام مقدسند هم نمی توانند زبان به سخنی ناصحانه بگشایند.
چرا به این سمت نرویم که بجای اتهام وتهمت وطعنه و..به علایی اگر در نقد او ازحاکمیت اشکالی می بینیم، همانند خود او دستی به قلم ببریم وجواب بدهیم.

بردن عده ای جوان احساسی وکم اطلاع – که مطمئنم بسیاریشان حتی مقاله علایی را نخوانده اند- به در خانه این سردار افتخارآفرین اسلام وایران درشهرک شهید کلاهدوز ونگران کردن اهل وعیال او،که دور از رسم جوانمردی است، دردی را دوا نمی کند وعلایی وامثال او را از راهی که برگزیده اند باز نمی دارد.

دکترعلایی یک مبارز نخبه انقلابی و یک استاد فرهیخته دانشگاه است که بدلیل شایستگیهای اخلاقی وعلمی ومدیریتی فراوانش حتی از نظر من شایستگی ریاست جمهوری این کشور را دارد. مگرمی شود او را نادیده گرفت؟
اینکه دکترعلایی با اینکه در کسوت نظامی گری است، دست به قلم می برد و با دانستن همه تبعات آن شجاعانه نقد ناصحانه حاکمیت می کند بهترین گواه سلامت وآزادگی ودانایی و وظیفه شناسی اوست.
تا آنجا که من او را می شناسم با اینکه می توانست ومی تواند در ساحل امن بی خیالی وبا دیده بربستن برحقایق تلخ جامعه مانند دیگر سرداران وعلما واندشمندان واستادان ساکت وصامت درسش را بدهد وعزیز باشد! اما این راه را به رغم همه منافعش درپیش نگرفت و نخواهد گرفت.

هیهات که بزرگ زاده ای همچون علایی اهل عافیت باشد وخود را به عافیت بفروشد.
علایی ها اگراهل عافیت بودند دردوران طاغوت وجنگ و..عافیت را برمی گزیدند ومثل بعضی ها درس و ترس ! کار و بار و..را بهانه می کردند.
عجیب است که برای بعضی هنوز این حقیقت مسلم درک نمی شودکه باید اندیشه را با اندیشه پاسخ داد نه با لشکر کشی.
بنظرمی رسد با اینکه زمان زیادی از تاریخ مصرف این لشکر کشیهای گاه و بیگاه بعنوان تجمعات خودجوش گذشته است اما بعضی این را درنمی یابند.
حالا چرا دست اندرکاران این حوادث متوجه این حقیقت نیستند،خدا میداند!
بنظر می رسید هوش آقایان بیشتراز این باشد.

اگر این تجمعات خود جوش است
- زمان آغاز تجمع را چه کسی به اطلاع شرکت کنندگان می رساند؟
- دوربینهای فیلمبرداری را چه کسی از زمان ومکان تجمع خبردار می کند؟
- عکسهای متحدالشکل رهبری و گاه امام را چه کسی با خود به محل تجمع می آورد و به دست افراد می دهد؟
- شعارهای از پیش آماده شده را چه کسانی سفارش می دهند ،تهیه می کنند ،به دهان افراد می گذارند؟
اسپری های غالبا به رنگ مشکی ! – که درواقعه مسخره مثلا تصرف چندساعته سفارت انگلیس هم نمونه اش را دیدیم- چه کسانی تهیه و بدست افراد می دهند؟ حالا یکباراز اسپری قرمزهم استفاده کنند بد نیست!
آیا زمان آن فرا نرسیده است که دیگربه این بازیها خاتمه داده شود؟

در سال ۸۸ که اوج این تجمعات خودجوش بود! دوستی می گفت در یکی ازتجمعات خود جوش مردم تهران در محکوم کردن سران فتنه که از سر کنجکاوی، گشتی به خیابانهای اطراف زدم،مشاهده کردم اتوبوسهایی با پلاکهای شهرهای مختلف پارک شده اند تا جمعیت حاضر را پس ازادای تکلیف شرعیشان! به شهرهایشان باز گردانند!
این آقایان تقریبا پشت پرده! بهتر است اینقدر شعورمردم را دست کم نگیرند.
در اینکه انتقاد از رهبری وحتی از بعضی رفتارهای حضرت امام درسطح بعضی از اقشار جامعه وجود دارد تردیدی نیست. از قضا طبیعی هم هست .خود رهبری هم این مطلب را تایید کرده است .
اتفاقا از برکات این نقدها این است که مسولیت وجایگاه رهبری فقیه را که یک امر انتخابی توسط خبرگان مردم است از حالت قدسی آن خارج می کند.
مگرنه اینکه از نظر شرع هرکس حق دارد دیگری از جمله رهبری را نقد کند، او را به معروف دعوت کند از کاری که به زعم خود ناصواب می داند باز دارد و..؟

چرا بعضیها حکم خدا را نسبت به حقوق مردم در قبال حاکم در این عرصه تعطیل می بینند؟
در ایام محرم که در روضه ای در اهواز شرکت کرده بودم طلبه جوان وکم دانی با اشاره به نامه آیت الله هاشمی رفسنجانی به رهبری در سال ۱۳۸۸ بدون اینکه از ایشان نامی ببرد با عتاب به ایشان می گفت:آقا جرئت پیدا کرده است به رهبری نامه بنویسد!بعد گفت: توچطور بخودت جرئت دادی به رهبری نامه بنویسی؟
از نظراین طلبه،نوشتن نامه به رهبری حتی برای شخصیت بزرگی همانند هاشمی که بدلیل سن وموقعیتش درامرمبارزه بربسیاری از علما ومراجع ازجمله بر رهبری سبقت داشته است، جرم است.جرمی نابخشودنی.
آقایانی که درد دین دارند خوب نگاه کنند و ببینند جامعه آزاداندیش ما را به کجا رسانده اند.
مهم وجود انتقاد از رهبری نیست .انتقاد، وارد یا ناوارد در ذهنها پدید می آید و نمی شود جلوی آن را گرفت. مهم این است که با این انتقادها که هرگز با اتهام به منتقدین وحبس وحصرآنها از بین رفتنی نیستند، چگونه برخورد شود.

راه چاره و تنها راه چاره این است که بگذاریم انتقاد ازهرکس مطرح شود و فضای گفت وگو باز شود درغیراینصورت به دست خودمان اندیشه ها ونقدها را زیر زمینی خواهیم کرد .کما اینکه کرده ایم.
اتفاقا کارامثال دکترعلایی از این جهت ستودنی است که حرفهای درگوشی را به سطح رسانه ها کشید تا جامعه احساس کند بر خلاف آنچه می گویند فضای گفتن ونوشتن بسته است،هنوزهم می شود حرف زد.
ما نباید اشتباهات گذشته را تکرار کنیم.
یادم می آید در دهه پنجاه و درگرما گرم برخورد با حسینیه ارشاد وسخنرانیهای دکترشریعتی که با استقبال خیره کننده نسل جوان دانشگاهی و حتی غیر دانشگاهی روبروشده بود که برخی این گرایشها را به او تاب نمی آوردند بعضی اهل علم بجای فرصت دانستن این پدیده به دکتر شریعتی می گفتند برود آمپولش را بزند و درس دین ندهد وکاری به کاردین نداشته باشد!

درسالهایی نه چندان دور،منتقدانی امثال دکترسید عطاء الله مهاجرانی- که درغیرت دینی اش همین بس که اولین کسی بود که در رد کتاب موهن آیات شیطانی ،که هنوز بعضی از بزرگان آن را نخوانده اند ولی محکوم کرده اند دست به قلم برد و برآن ردیه نگاشت- را با هدف دور کردن از شانس ریاست جمهوری بعد از خاتمی ببهانه طرح پیشنهاد مذاکره مستقیم با امریکا و گرفتن زن دوم و طرح مساله تعدد زوجات که حکم خدا وسنت رسول وائمه وبعضی مراجع و.. است به آنطرف آب فرستادیم تا سایت جرس را راه بیندازد و دستش در بیان حرفهایش بازترباشد!

به محل سخنرانی چند صد نفره دکترسروش که روزی در این مملکت از تهران به قم می رفت وبه طلاب درس می داد و استاد حوزه علمیه قم بود چنان نابخردانه حمله کردیم که ترجیح داد بدور ازتجمعات خودجوش لباس شخصیها ترک وطن کند و درخارج بماند و درسش را بدهد وحرفش را بزند.

تنگ نظرانه عذر طلبه فاضلی همچون کدیور را ببهانه اینکه مثل بعضی از ما فدایی ولایت فقیه نیست ازتدریس دردانشگاه خواستیم .بخاطر حرفهایش او را زندان کردیم و با تصورخام اینکه او را ساکت کنیم از کشور راندیم.
آنقدرفضا را بستیم و یکطرفه کردیم تا بیت مرجع بزرگی همچون آیت الله العظمی منتظری از گرفتن مجلس سالگرد ترحیم وفاتحه آن مرحوم صرف نظر کرد.

این ننگ را باید به کجا ببریم که بعضی با اعمال سلایق خود درعمل به دنیا اعلام می کنند این نظام از برپایی یک مجلس ختم و ترحیم که احیانا ممکن است بعضی در آن حرفهای مخالف حاکمیت بزنند واهمه دارد؟
چرا به رغم اعلام نظر رهبری درمحکوم کردن و تخطئه رفتار کسانی که دررفتاری زننده سفارت انگلیس را درتهران اشغال کردند وآن همه در سطح مجامع بین المللی وافکارعمومی جهان از ایران آبرو بردند در تلویزیون محاکمه نشدند؟جرم اینها که میلیونها دلار خسارت به بودجه بیت المال تحمیل کردند ازکسانی که در قضایای پس از انتخابات فقط دوسطل زباله آتش زدند نه بیشتر! ومحاکمه آنهاعلنا از تلویزیون این مملکت پخش شد کمتر بوده وهست؟ یا نه اینها خودی اند؟

چرا اگر با حمله عده ای اوباش بعنوان بسیجی به مجلس روضه شب عاشورا درحسینیه جماران موافق نیستند مجرمان ومهاجمان به روضه مظلوم کربلا را محاکمه نکردند و با پخش تصاویرشان به بقیه درس عبرت ندهند تا بدانند اگر روزی روزگاری چنین غلطی را تکرار بکنند با چنین عکس العملی روبرو خواهند شد؟

علایی وعلایی ها آسان بدست نیامده اند وعلایی ها دراین جامعه بحران زده ،که بعضی سعی می کنند مساله ش را برهنه شدن فلان هنرپیشه نابخرد در خارج بدانند،یک فرصت استثنایی برای برون رفت از بحران هستند آنها را تهدید ندانیم.

افشای قرارداد واگذاری بخش عظیمی از نفت و گاز دریای خزر به روسیه درقبال دفاع از حکومت اسلامی

نوشته‌شده در

بر اساس گزارش های منتشر شده، در سال ۲۰۰۸ میلادی یک قرارداد نفتی مشترک بین ایران و روسیه به امضاء رسید که عملیات اکتشاف نفت و گاز جدید ایران در دریای خزر را به روس‌ها واگذار می‌کرد. در این قرارداد یک الحاقیه نظامی هم وجود داشت که سردارفیروز آبادی به نمایندگی از سوی دفتر آیت الله خامنه‌ای و از طرف روسها فرماندهی نیروی دریایی آن را امضاء کردند. پس از دو سال، اکتشافهای انجام شده در این منطقه به نتیجه رسید و مقدمات بهره برداری از آن هم به عمل آمد.
نتیجه بررسی‌های اکتشافی در سال ۲۰۱۱ اما نشان داد که منابع نفت و گاز قابل استخراج بسیار بیش از آن بود که پیش‌تر تصور می‌شد. در ماه مه سال ۲۰۱۱ مقامهای نفتی ایران در مصاحبه‌های خودرسما اعلام کردند در عمق ۲۴۰۰ متری آبهای دریای خزر ۴۶ حوزه گاز و نفت را کشف کرده‌اند و بزودی استخراج نفت و گاز از آن منطقه آغاز خواهد شد. در حالیکه آمارهای رسمی تحت اختیار کار‌شناسان ایران سبز نشان می‌دهد تعداد حوزه‌های نفت و گاز کشف شده نه ۴۶ مورد بلکه ۷۱ مورد است. مقامهای رسمی کشور همچنین ذخایر نفت و گاز کشف شده در دریای خزر را ۷ میلیارد بشکه نفت و ۵۰ تریلیون فوت مکعب گاز اعلام کردند. در حالیکه بر اساس مدارک موجود، میزان نفت قابل استخراج در این ۷۱ حوزه ۱۱ میلیارد بشکه و میزان گاز قابل استخراج ۱۳۸ تریلیون فوت مکعب محاسبه شده است! اکنون یک کنسرسیوم نفتی به نام «تات اویل ایران صدر» بین ایران و روسیه تشکیل شده تا مناسبات سیاسی و اقتصادی این پروژه عظیم را سازماندهی نماید.

دفتر حقوقی این شرکت در آستاراخان مستقر شده و دفتر مالی و مدیریتی آن در مسکو قرار دارد. هدف این شرکت پنهان سازی فعالیت‌های نفتی ایران از تیررس تحریمها و فراهم ساختن پیوندهای توامان سیاسی، اقتصادی و نظامی بین دو کشور است. سهام این کنسرسیوم بر مبنای ۶۴/۹ درصد سهم روسیه و ۳۵/۱ درصد سهم طرف ایرانی محاسبه شده است. در چارچوب این قرارداد نیروهای روسی اجازه دارند به بهانه دفاع از این منابع، اما عملا برای دفاع از حکومت اسلامی، به همراه ۸۰ هزار نیروی نظامی تا عمق ۷۰ کیلومتری جنوب بندر انزلی برای مدت حداقل 3 ماه وارد خاک ایران شوند.

اوین؛ قطع گازوئیل، سلول های سرد و بیماری های طاقت فرسا

نوشته‌شده در

سحام نیوز: این روزها زندانیان محبوس در بازداشتگاه اوین به دلیل تمام شدن ذخیره گازوئیل این زندان و سرمای شدید حاکم بر این مکان در شرایط بسیار دشواری به سر می برند .
به گزارش کلمه، کار نکردن همه وسایل گرما زای زندان اوین به دلیل تمام شدن ذخیره گازوئیل این مکان را در چند روز گذشته به جایی غیر قابل تحمل برای زندگی زندانیان آن تبدیل کرده است. زندانیان در چند روز گذشته با اب سرد حمام کرده اند.

این در حالی است که زندانیان سیاسی بندهای ۲۰۹ ، ۳۵۰ و دو الف و همچنین بند زندانیان سیاسی زن در زندان اوین به دلیل امکانات محدودتر حتی شرایط بسیار بدتری را نسبت به زندانیان عادی دارند و مسوولان زندان هم به زندانیان گفته اند تا ده روز آینده امکان تهیه گازوئیل وجود ندارد .
با این همه بیش از چند روز است که هشت هزار زندانی زندان اوین و از جمله زندانیان سیاسی بدون وسایل گرمازا ، آب گرم و محروم از حمام اغلب سرماخورده و بیمار شرایط سختی را می گذرانند و خانواده های آنان نیز با نگرانی زیاد و دلشوره تنها این وضعیت را نظاره می کنند و نمی دانند باید به کدام مقام مسوولی دراین باره شکایت کنند. آنها تنها خواهان رسیدگی به وضعیت رفاهی زندانیان و پایان دادن به این شرایط دشوار هستند .
بازداشتگاه اوین که در دره اوین در شمال تهران واقع شده است به طور طبیعی همیشه از دیگر نقاط تهران آب و هوای سردتری دارد که این تفاوت دما در فصل زمستان بیشتر هم هست و همیشه خانواده های زندانیان با توجه به این مساله و نبود امکانات کافی برای زندانیان نگران وضعیت آنها هستند. طبق خبرها سرماخوردگی این روزها به شدت در این زندان رواج یافته و بهداری زندان نیزامکانات رسیدگی به همه بیماران را ندارد و دارو نیز در اختیار زندانیان بویژه زندانیان سیاسی قرار نمی دهد.

شرایط بحرانی برای زندانیان سیاسی
زندانیان سیاسی محبوس در زندان اوین اغلب در بندهای ۲۰۹ وزارت اطلاعات ،۳۵۰ و دو الف متعلق به سپاه پاسداران نگهداری می شوند از آنجا که این زندانیان محدودیت بیشتری دارند این روزها شرایط سختتری را هم تحمل می کنند.
بند ۳۵۰ که یک زیرزمین در زندان اوین است، این روزها به دو بخش بند مردان و زنان تقسیم شده است . این بند که زیر زمینی جدا افتاده و بدون امکانات است از سایر بندهای زندان اوین وضعیت رفاهی بسیار بدتری دارد . این بند تنها با چهار سرویس بهداشتی در شرایط عادی هم شرایط بسیار نامناسبی دارد و امکانات آن هرگز پاسخگوی ۱۸۰ زندانی محبوس در آن که بیشتر آنان از زندانیان حوادث پس از انتخابات هستند، نیست . این روزها زندانیان این بند در سرمای شدید و محروم از آب گرم و استحمام شرایط سختی را می گذرانند .
هم اکنون تعداد زیادی از زندانیان عقیدتی-سیاسی از جمله روزنامه نگاران و دانشجویان حامی جنبش سبز در این بند به سر می برند .

انتهای این بند یک سالن بدون هر گونه امکانات و حتی سالن هواخوری وجود دارد که زندانیان سیاسی زن در آن نگهداری می شوند . بیش از سی زندانی سیاسی زن در شرایطی در این بند نگهداری می شوند که حتی امکانات شان برای نگهداری ده نفر هم مناسب نیست . زندانیان سیاسی زن محروم از هواخوری و هر گونه امکانات رفاهی حالا باید نبود آب گرم بهداشتی و سرمای شدید را هم تحمل کنند .
نسرین ستوده ، بهاره هدایت ، ژیلا کرم زاده، مهدیه گلرو و عاطفه نبوی و …از جمله زنان محبوس در این بند هستند .
.
شرایط دشوارتر برای زندانیان بند ۲۰۹ و دو الف
این شرایط دشوار برای زندانیان بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات و دو الف سپاه حتی دشوارتر هم هست چراکه این بندها اساسا بازداشتگاه های غیر قانونی هستند که بدون نظارت نهادهای قضایی در کشور زندانیان را در هر شرایطی نگهداری می کنند و هیچ مقام مسوولی نیز حق بازدید از این بازداشتگاه های غیر قانونی را ندارد .
سلولهای بند ۲۰۹ که سلولهایی کوچک و دربسته هستند در فصل زمستان بسیار سرد و در فصل تابستان بسیار گرمند. زندانی های این بند در فصل زمستان هم مانند دیگر فصل های سال مجبورند بر کف زمین بخوابند و هیچ کدام اززندانی ها در این بندها تخت ندارند و مجبورند بر زمین که تنها با یک موکت نازک و معمولی پوشانده شده، بخوابند در این فصل سال این سلولها بسیار سردند و اکنون با قطع کامل شوفاژهایی که اغلب در مواقع عادی هم گرمای چندانی ندارند شرایط بسیار بدی بر این بندها حاکم است. در این دو بند حتی مسئولان زندان از دادن پتوی بیشتر به زندانیان خودداری می کنند و حتی لباسهای زندانیان را که توسط خانواده هایشان به زندان برده می شود به آنها تحویل نمی دهند. در سایر بندهای زندان اوین در هر فصل سال خانواده ها لباسهایی را برای زندانیان می برند و مسئولان آن را به زندانیان تحویل می دهند. زندانیان سیاسی این دو بند مجبورند بر کفپوش سرد سلول روزهایشان را به شب برسانند.
در این دوبند زندانیانی همچون بهزاد نبوی ، عبدالله رمضان زاده ،عبدالفتاح سلطانی ، کوهیار گودرزی و تعداد زیادی از فعالان سیاسی و دانشجویی نگهداری می شوند . همچنین زندانیان تازه بازداشت شده مانند پرستو دوکوهکی ، سهام بورقانی ، مرضیه رسولی ، آرش صادقی و .. نیز به همین دو بند منتقل شده اند .گاه فعالان بازداشت شده ماه ها در همین بازداشتگاه های غیر قانونی و بدون امکانات به سر می برند.

اغلب متصدیان و مسئولان به جز مسئولان رده بالای قوه قضاییه حق بازدید از این بند ها را ندارند و حتی نمایندگان مجلس نیز که بارها خواسته اند از این سلولها بازدید کنند با ممانعت نیروهای امنیتی مواجه شده اند.
خانواده های زندانیان سیاسی زندان اوین با شنیدن خبر قطع گازوئیل و شرایط نامناسب زندان اوین از دادستان تهران و همه مسوولان قضایی می خواهند که به این شرایط رسیدگی کنند و فراموش نکنند که این مسوولان در برابر همه زندانیان و به ویژه زندانیان سیاسی که فقط به خاطر عقیده شان زندانی هستند مسوول هستند و باید شرایط رفاهی مناسب را برای گذراندن مدت حبس آنان فراهم کنند.

دلار در ایران ۱۹۰۰ تومان و سکه ۹۳۰ هزار تومان شد

نوشته‌شده در

گزارشها از ایران حاکی است که دلار با به جا گذاشتن رکوردی تاریخی به ۱۹۰۰ تومان، یورو به ۲۵۰۰ و پوند به ۳۰۰۰ تومان رسیده است.
هر سکه بهار آزادی طرح قدیم نیز به قیمت استثنایی ۹۳۰ هزار تومان و هر قطعه سکه بهار آزادی طرح جدید نیز به ۹۱۵ هزار تومان رسیده است.

این در حالی است که در حوالی ظهر هر دلار آمریکا با قیمت۱۸۴۰ تومان، هر یورو به ۲۴۰۰ تومان و هر پوند بریتانیا به ۲۸۵۰ تومان معامله می شد اما ساعاتی بعد قیمت ها به طرز باورنکردنی افزایش یافت.
شواهد نشان می دهد که در یک روز برخی از ارزها بیشتر از یکصد تومان افزایش قیمت داشته اند.
سه هفته پیش، بعد از تحریم بانک مرکزی ایران از سوی آمریکا بازار ارز بحرانی شد و نرخ برابری ارزش دلار و دیگر ارزهای عمده در مقابل ریال به شدت افزایش پیدا کرد و قیمت هر دلار تا مرز ۱۸۰۰ تومان نیز افزایش یافت ولی بعد از آن با اندکی کاهش در مرز ۱۷۰۰ تومان متوقف شد.اما اکنون نرخ برابری دلار با ریال به بالاترین سطح خود در تاریخ رسیده است.

در یک ماه گذشته قیمت هر دلار بیشتر از ۵۰۰ تومان افزایش پیدا کرده است.

درست یک هفته پیش در روز شنبه بیست و چهارم دی ماه هر سکه حدود ۶۴۰ هزار تومان بود اما امروز به ۹۳۰ هزار تومان افزایش پیدا کرده که نزدیک به ۳۰۰ هزار تومان افزایش نشان می دهد.

بانک مرکزی نمی‌تواند بازار ارز را کنترل کند یا نمی‌خواهد؟

این پرسش برای بسیاری پیش آمده که چرا بانک مرکزی ایران و دولت هیچ اقدامی برای کنترل بازار انجام نمی دهند و ریال ایران در تب داغ بازار در حال آب شدن است.

آیا دولت و بانک مرکزی برخلاف آنچه می گویند، برنامه ای برای مقابله با بحران ارز ندارند یا آنطور که محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی می گوید این بانک برنامه هایی برای کنترل قیمت ارز دارد اما “به صلاح نیست” آن را اعلام کند.
ارزش دلار در بازار در سال جاری پنجاه درصد افزایش قیمت پیدا کرده که به معنی تنزل قابل توجهی در ارزش پول ملی جمهوری اسلامی است.

طی چند ماه گذشته، بازارهای ارز و طلا در ایران دستخوش نوسان بوده اما در سه هفته اخیر، روند تنزل ارزش پول ملی ایران سرعت گرفته و ریال بخش زیادی از ارزش خود را در برابر ارزهای معتبر از دست داده است.
کارشناسان اقتصادی می گویند که احتمال وضع تحریم های تازه علیه بانک مرکزی ایران از سوی اتحادیه اروپا در روز دوشنبه آینده می تواند التهاب بازار ارز را بیشتر کرده و باعث افزایش بیش از پیش قیمت ارز و سکه شود.
وضعیت فعلی در بازار طلا و ارز به دلیل ناروشنی برنامه های بانک مرکزی و دولت از یک سو و احتمال تحریم های اتحادیه اروپا دچار تنش شده است.
بانک مرکزی در هفته های گذشته با تهدید دلار فروشان و محدودیت های فروش ارز مسافری سعی کرده تا تب بازار ارز را فرو بنشاند اما بازار به این تصمیمات واکنش منفی نشان داده و روز به روز قیمت ها افزایش بیشتری پیدا می کند.
هفته گذشته شورای پول و اعتبار وقتی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور و اعضای اقتصادی دولت در سفر آمریکای لاتین بودند، نرخ سود سپرده های بانکی را از حدود ۱۲ درصد به حدود ۲۱ درصد افزایش داد اما آقای احمدی نژاد تاکنون از امضای این مصوبه خودداری کرده است.

“دلار با به جا گذاشتن رکوردی تاریخی به ۱۹۰۰ تومان، یورو به ۲۵۰۰ و پوند به ۳۰۰۰ تومان رسیده است.”
در سالهای گذشته آقای احمدی نژاد از مدافعان کاهش نرخ سود بانکی بوده و در مواردی با مصوبات شورای پول و اعتبار مخالفت کرده و این شورا ناچار شده که نظر آقای احمدی نژاد را بپذیرد.
اکنون نیز این نظر به طور جدی مطرح است که آقای احمدی نژاد مخالف این مصوبه است و حاضر نیست این مصوبه را امضا کند.
یکی از مشکلات اصلی اقتصادی این است که نقدینگی در سالهای اخیر به شدت افزایش پیدا کرده و بانک مرکزی تلاش زیادی کرد تا اعضای شورای پول و اعتبار را قانع کند نرخ سود سپرده های بانکی را که اوایل سال کاهش داده بودند، دوباره افزایش دهند. بعد از چند بار تلاش ناموفق، بانک مرکزی بالاخره موفق شده است که شورای پول و اعتبار را قانع کند بلکه با افزایش نرخ سود سپرده های بانکی، تقاضا برای بازار ارز و طلا کاهش یابد و از این طریق بخشی از بحران بازار ارز و طلا کنترل شود.

چرا نسخه بانک مرکزی ایران شفابخش نیست
در چند هفته ای که از بحران بازار ارز می گذرد، بانک مرکزی و دولت ایران طرحهای متعددی را به اجرا گذاشته اند که همه آنها برخلاف نتیجه مورد نظر مجریان این برنامه ها، به آشفتگی بیشتر بازار دامن زده است.
بانک مرکزی بدون در نظر گرفتن عواقب کار، تصمیماتی گرفته و به اجرا می گذارد که تبعاتی پیش بینی نشده را به دنبال دارد و سپس برای رفع این مشکلات، مقررات جدیدی را وضع و اعلام کرده و وضعیت را پیچیده تر می کند.
چنین رویکردی این شبهه را ایجاد می کند که اقدامات بانک مرکزی ایران بیش از آنکه تصمیمی برنامه ریزی شده برای کنترل بازار ارز باشد شده باشد، واکنشی انفعالی به آشفتگی بازار ارز است.

اما سکوت دولت از مخالفت دولت حکایت دارد.
البته سکوت چند هفته اخیر دولت این نظر را نیز تقویت کرده بود که احتمالا دولت، که ظاهرا به دلیل فشار ناشی از پرداخت یارانه نقدی با کمبود نقدینگی در ماه های آخر سال مالی مواجه است، از وضعیت بازار ارز برای جذب نقدینگی و تامین بخشی از کمبود مالی خود بهره برداری کرده است.
به گفته برخی کارشناسان اقتصادی، از آنجا که دولت بزرگترین منبع تامین طلا و ارز در بازار این کشور است، بزرگترین سود افزایش قیمتهای سکه و دلار نیز نصیب دولت می شود.
بعد از بروز بحران در بازار ارز مجلس قصد داشت جلسه ویژه ای برای “نجات اقتصاد ملی” با حضور مقامات دولتی، برگزار کند و در آن به بررسی وضعیت بازار ارز بپردازد اما به دلیل عدم حضور وزرا و رئیس کل بانک مرکزی، این جلسه لغو شد.
وزرای اقتصاد و دارایی و صنعت و معدن و تجارت همراه با محمود احمدی نژاد به آمریکای لاتین سفر کرده بودند و محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی نیز با آنکه مجلس تا ظهر منتظرش بود، به جلسه نرفت.
گفته می شود که افزایش سود بانکی یکی از شروط محمود بهمنی، رئیس کل بانک مرکزی، برای ماندن در سمتش و نجات احتمالی ریال بوده است.
و به نظر می رسد که آقای بهمنی هم منتظر نظر دولت درباره مصوبه شورای پول و اعتبار است.
او در پاسخ به خبرنگاران در باره این موضوع به این نکته بسنده کرده که “اجازه دهید پروسه این کار طی شود و مرا تحت فشار قرار ندهید.”
وقتی از آقای بهمنی سوال شد که آیا قرار است از ریاست بانک مرکزی کنار گذاشته شود، او جواب داده است: “دست هر کسی که مرا برکنار کند، می بوسم.”

چرا سیاست «براندازی» در ایران به «نتیجه مطلوب» نخواهد رسید؟

نوشته‌شده در

«رابرت رایت» نویسنده آمریکایی و از سردبیران وب‌سایت تحلیلی «آتلانتیک» می‌نویسد یکی از موضوعاتی که در کارزار انتخاباتی نامزدهای حزب جمهوری‌خواه به شدت بر آن تاکید می‌شود و حتی از خود این نامزدان شهرت بیشتری پیدا کرده، سیاست «تغییر رژیم» ایران است. «میت رامنی» و «ریک سنتورم» مدافع این سیاست‌اند و «نوت گینگریچ» حتی برای اجرای آن طرحی را پیشنهاد کرده عبارت از: «قطع صادرات بنزین به ایران و خرابکاری در تنها پالایشگاه نفت آن کشور».

«رابرت رایت» می‌نویسد که به نظر می‌رسد آقایان حداقل تا این حد دچار توهم نیستند که با چند روز بمباران سنگین می‌توان تکلیف ایران را یکسره کرد. اما نکته در این است که چرا از تجربه هشت سال جنگ آمریکا در عراق درس نگرفته‌اند. مگر غیر از این است که در فردای تغییر رژیم در عراق حاکمان جدید بغداد از آمریکا خواستند که «گور خود را گم کند» و از آن طرف هم روابط دوستانه‌ای با کشور خصم آمریکا (یعنی ایران) برقرار کردند.

شاید طرفداران «براندازی» در ایران مدعی‌اند که این‌بار اوضاع متفاوت خواهد بود چون بخش گسترده‌ای از جمعیت تحصیلکرده و نوگرای ایران، شاید همان مخالفان حکومت که به جنبش سبز پیوسته بودند، منتظرند که در صورت دخالت خارجی و لرزش پایه‌های حکومت اسلامی به سرعت وارد عمل شده و رژیم را سرنگون کنند.

«رابرت رایت» در ادامه تحلیل خود با یادآوری شماری از رویدادهای چند سال اخیر نتیجه‌گیری می‌کند که سیاست «تغییر رژیم» در چارچوب چنین سناریویی عملی نخواهد بود.

در سال ۲۰۰۹ ایران موافقت کرد که در ازای دریافت سوخت هسته‌ای برای راکتور تحقیقاتی تهران بخش عمده‌ای از اورانیوم غنی‌شده خود را زیر نظارت جامعه بین‌المللی به خارج از کشور منتقل کند. هر چند این توافق از سوی جامعه بین‌المللی پذیرفته نشد ولی در همان روزها شاهد بودیم که محمود احمدی‌نژاد از آن به عنوان یک پیروزی بزرگ یاد کرد در حالیکه جناح‌های دیگر حکومتی با آن مخالفت کرده و در نهایت ایران موضع خود را تغییر داد.

در آن زمان میرحسین موسوی، از رهبران اصلی «جنبش سبز» نیز با این توافق مخالفت کرد. براساس نظرسنجی که در همان سال انجام شد و در شرایطی که سازمان ملل قطعنامه دیگری را علیه ایران تصویب کرده بود، ۷۸ درصد از طرفداران میرحسین موسوی گفتند «ایران تحت هیچ شرایطی نباید از حق خود برای فعالیت‌های هسته‌ای صرف‌نظر کند.»

البته این بخش از مردم ایران طرفدار تولید جنگ‌افزار هسته‌ای نیستند ولی موضع آنها نشان می‌دهد که اکثریت جامعه ایران غنی‌سازی اورانیوم را به عنوان بخشی از برنامه‌های غیرنظامی برای تولید انرژی یک خواست و حق ملی می‌داند.

«رابرت رایت» در ادامه تحلیل خود در وب‌سایت «آتلانتیک» خاطرنشان می‌کند که با در نظر گرفتن این مسئله حتی اگر درصورت موفقیت سناریوی «تغییر رژیم» یک حکومت به اصطلاح دمکراتیک در ایران روی کار بیاید بعید است که غنی‌سازی اورانیوم را متوقف کند.

علاوه بر این باید در نظر داشت که حکومت ایران هنوز از حمایت بخشی از مردم این کشور برخوردار است و حتی اگر رژیم کنونی سرنگون شود هیچ تضمینی وجود ندارد که مخالفان آن در یک رأی‌گیری صحیح و عادلانه اکثریت لازم را به دست آورند. و نکته دیگر این است که چگونه می‌توان انجام یک انتخابات درست و برمبنای موازین دمکراتیک را در ایران تضمین کرد؟

حتی اگر تصور کنیم که تشدید تحریم‌ها بتواند رژیم حاکم بر یران را فلج کند، برخلاف وعده‌های طرفداران جنگ، شرایطی که به وجود خواهد آمد مناسبت‌ترین حالت برای گذار به دمکراسی نخواهد بود. شکی نیست که رژیم ایران و طرفدارانش با هر وسیله‌ای خواهند کوشید به بقا خود ادامه دهند و این موجب گسترش خشونت و حتی وقوع جنگ داخلی خواهد شد که در آن بسیاری کشته خواهند شد.

یکی از پیامدهای محتمل جنگ داخلی روی کار آمدن حکومت‌های استبدادی و وقوع درگیری و جنگ با کشورهای همسایه است. در عین حال باید در نظر داشت که تشدید تحریم‌ها تا آن حد که بتواند رژیم را واقعا خفه کند مسلما فشار بسیار زیادی بر مردم عادی و بیگناه وارد خواهد کرد.

طرفداران سیاست «تغییر رژیم» تا چه حد حاضرند مصیبت و بدبختی به مردم عادی ایران تحمیل کنند؟

«رابرت رایت» در پایان تحلیل خود یادآوری می‌کند که در نمونه عراق حتی با وجود حضور بیش از ۱۰۰ هزار نیروی نظامی آمریکا، روند انتقال به دمکراسی به نتیجه‌ای که طراحان این جنگ وعده داده بودند نرسید. به باور رایت، به جای دخالت نظامی و یا اعمال فشارهای دیگر برای «تغییر رژیم» باید اجازه داد که روند تحولات درونی و طبیعی این کشورها مسیر خود را طی کند، مانند آنچه که طی یک سال گذشته در قالب «بهار عربی» شاهد آن بوده‌ایم.

دلار ۱۸۴۰ تومان، پوند ۲۸۵۰ و سکه طلا ۸۴۰ هزار تومان

نوشته‌شده در

در اولین روز هفته در تهران، قیمت هر دلار آمریکا به ۱۸۴۰ تومان، هر یورو به ۲۴۰۰ تومان و هر پوند بریتانیا به ۲۸۵۰ تومان رسیده است.
بنابر گزارش ها، هر سکه طلا طرح قدیم نیز با قیمت ۸۴۰ هزار تومان و هر سکه طلا طرح جدید نیز با قیمت ۸۳۰ هزار تومان در بازار عرضه شده است.
قیمت سکه یک هفته پیش در روز شنبه ۲۴ دی ماه حدود ۶۴۰ هزار تومان بود.
یک حساب سرانگشتی نشان می دهد که قیمت سکه در یک هفته حدود ۲۰۰ هزارتومان افزایش پیدا کرده است.
نرخ انواع ارز و طلا در بازار تهران امروز به بالاترین سطح خود رسید.

سه هفته پیش، بعد از تحریم بانک مرکزی ایران از سوی آمریکا بازار ارز بحرانی شد و نرخ برابری ارزش دلار و دیگر ارزهای عمده در مقابل ریال به شدت افزایش پیدا کرد و قیمت هر دلار تا مرز ۱۸۰۰ تومان نیز افزایش یافت ولی بعد از آن با اندکی کاهش در مرز ۱۷۰۰ تومان متوقف شد.اما اکنون نرخ برابری دلار با ریال به بالاترین سطح خود رسیده است.
در یک ماه گذشته قیمت هر دلار نزدیک به ۴۵۰ تومان افزایش پیدا کرده است.

کارشناسان اقتصادی می گویند که احتمال وضع تحریم های تازه علیه بانک مرکزی ایران از سوی اتحادیه اروپا در روز دوشنبه آینده می تواند التهاب بازار ارز را بیشتر کرده و باعث افزایش بیش از پیش قیمت ارز و سکه شود.

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.